دکتر ثریا همتی پور

اثربخشی یوگای درمانی بر خستگی مرتبط با سرطان، اختلال خواب و تنظیم هیجانی بیماران تحت شیمی‌درمانی

تاریخ انتشار : 25 شهریور ماه 1405

یوگای درمانی به‌عنوان یکی از مداخلات مکمل و بدن‌محور در سایکوآنکولوژی، در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است، زیرا بیماران تحت شیمی‌درمانی معمولاً هم‌زمان با عوارض جسمانی، خستگی پایدار، اختلالات خواب، نوسانات هیجانی و کاهش توانایی سازگاری روان‌شناختی مواجه می‌شوند. خستگی مرتبط با سرطان صرفاً احساس خستگی معمولی نیست، بلکه تجربه‌ای چندبعدی است که می‌تواند فعالیت روزانه، تمرکز، انگیزه، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی بیمار را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، اختلال خواب می‌تواند با افزایش خستگی، تحریک‌پذیری، اضطراب و کاهش ظرفیت تنظیم هیجانی همراه شود و یک چرخه متقابل میان مشکلات جسمانی و روان‌شناختی ایجاد کند. در چنین شرایطی، یوگای درمانی با ترکیب حرکات ملایم، تنفس کنترل‌شده، توجه‌آگاهی و آرام‌سازی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل در کنار درمان‌های پزشکی مورد استفاده قرار گیرد.
از منظر سایکوآنکولوژیک، یکی از سازوکارهای احتمالی اثربخشی یوگای درمانی، کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک و افزایش توانایی فرد برای بازگشت به وضعیت آرامش است. تمرین‌های تنفسی و حرکات آهسته می‌توانند توجه بیمار را از نگرانی‌های مرتبط با بیماری به تجربه فعلی بدن هدایت کنند و از تداوم چرخه نگرانی، تنش و نشخوار فکری بکاهند. این فرایند به‌ویژه برای بیمارانی که در دوره شیمی‌درمانی با نگرانی درباره پاسخ به درمان، عوارض دارویی، آینده بیماری و احتمال عود مواجه‌اند، اهمیت دارد. کاهش برانگیختگی روان‌فیزیولوژیک می‌تواند زمینه مناسب‌تری برای استراحت، خواب و بازیابی انرژی فراهم کند.
خستگی مرتبط با سرطان یکی از مهم‌ترین مشکلات بیماران دریافت‌کننده شیمی‌درمانی است و معمولاً حتی پس از استراحت نیز به‌طور کامل برطرف نمی‌شود. یوگای درمانی با ایجاد فعالیت بدنی کنترل‌شده می‌تواند از بی‌تحرکی شدید جلوگیری کرده و در عین حال فشار فیزیولوژیک بیش از حد بر بیمار وارد نکند. حرکات متناسب با وضعیت جسمانی بیمار، تمرین‌های کششی و تنفس آگاهانه می‌توانند به حفظ تحرک، کاهش احساس سنگینی بدن و افزایش ادراک فرد از توانمندی جسمانی کمک کنند. اهمیت این موضوع در سایکوآنکولوژی از آن جهت است که تجربه مداوم ناتوانی جسمانی ممکن است خودکارآمدی بیمار را کاهش داده و احساس وابستگی و درماندگی را افزایش دهد.
در حوزه خواب نیز یوگای درمانی می‌تواند از طریق کاهش تنش عضلانی، آرام‌سازی ذهن و تعدیل فعالیت‌های شناختی پیش از خواب نقش داشته باشد. بسیاری از بیماران سرطانی هنگام شب با افکار تکرارشونده درباره بیماری، نتایج آزمایش‌ها، عوارض درمان و آینده مواجه می‌شوند و همین فرایند می‌تواند شروع و تداوم خواب را دشوار کند. تمرین‌های آرام‌سازی و تنفس آگاهانه می‌توانند به کاهش فعالیت شناختی و هیجانی پیش از خواب کمک کنند و کیفیت خواب را بهبود بخشند. در نتیجه، بهبود خواب ممکن است به شکل غیرمستقیم از شدت خستگی روزانه نیز بکاهد.
تنظیم هیجانی نیز یکی از متغیرهای مهم در تبیین اثربخشی یوگای درمانی است. بیمار تحت شیمی‌درمانی ممکن است طیف گسترده‌ای از ترس، اضطراب، خشم، غم، ناامیدی و عدم اطمینان را تجربه کند. هدف یوگا حذف این هیجان‌ها نیست، بلکه افزایش ظرفیت فرد برای مشاهده و تحمل تجربه هیجانی بدون واکنش تکانشی یا اجتناب افراطی است. تمرکز بر تنفس، آگاهی از وضعیت بدن و مشاهده غیرقضاوتی تجربه درونی می‌تواند به بیمار کمک کند فاصله روان‌شناختی مناسبی از هیجان‌های شدید ایجاد کند و پاسخ‌های سازگارانه‌تری به آنها نشان دهد.
از این منظر، یوگای درمانی را می‌توان مداخله‌ای دانست که هم‌زمان چند مسیر جسمانی و روان‌شناختی را هدف قرار می‌دهد. کاهش تنش، افزایش آگاهی بدنی، تنظیم تنفس و تقویت احساس کنترل می‌تواند با کاهش پریشانی روان‌شناختی همراه شود و به بیمار امکان دهد تجربه درمان را با احساس انسجام بیشتری مدیریت کند. با این حال، شدت و نوع تمرین باید با وضعیت بالینی بیمار، مرحله درمان، سطح انرژی، عوارض شیمی‌درمانی و محدودیت‌های جسمانی او هماهنگ باشد و یوگا نباید جایگزین درمان پزشکی سرطان تلقی شود.
در کاربرد بالینی، برنامه یوگای درمانی برای بیماران تحت شیمی‌درمانی باید انعطاف‌پذیر، تدریجی و فردمحور باشد. بیمارانی که دچار ضعف شدید، تهوع، درد، سرگیجه یا کاهش توان جسمانی هستند ممکن است به نسخه‌های بسیار ملایم‌تر و کوتاه‌تر نیاز داشته باشند. همچنین زمان اجرای تمرین، مدت جلسات و نوع حرکات باید بر اساس شرایط روزانه بیمار تنظیم شود. هدف اصلی، ایجاد فشار اضافی نیست، بلکه فراهم کردن فرصتی برای بازیابی آرامش، افزایش احساس کنترل و حمایت از سازگاری جسمی و روانی با فرایند درمان است.
یوگای درمانی می‌تواند در چارچوب مراقبت یکپارچه سایکوآنکولوژیک به‌عنوان روشی مکمل برای مدیریت خستگی مرتبط با سرطان، اختلال خواب و دشواری‌های تنظیم هیجانی مورد توجه قرار گیرد. اهمیت این مداخله در ماهیت چندبعدی آن است؛ زیرا به‌جای تمرکز صرف بر یک علامت، ارتباط میان بدن، هیجان، خواب و ادراک فرد از توانایی مقابله با بیماری را هدف قرار می‌دهد. استفاده آگاهانه و متناسب با شرایط بالینی از یوگای درمانی می‌تواند بخشی از برنامه جامع حمایت روان‌شناختی بیماران تحت شیمی‌درمانی باشد و در کنار مراقبت پزشکی، به ارتقای کیفیت زندگی و سازگاری بهتر با فرایند درمان کمک کند.