دکتر ثریا همتی پور

رابطه بازگشت به فعالیت شغلی، خودکارآمدی و سازگاری روانی ـ اجتماعی بازماندگان سرطان با تأکید بر سایکوآنکولوژی

تاریخ انتشار : 25 شهریور ماه 1405

در سایکوآنکولوژی، بازگشت به فعالیت شغلی پس از درمان سرطان یکی از شاخص‌های مهم بازگشت فرد به زندگی روزمره و بازسازی نقش‌های اجتماعی محسوب می‌شود. اشتغال تنها منبع درآمد نیست، بلکه می‌تواند احساس هویت، استقلال، شایستگی، تعلق اجتماعی و هدفمندی را تقویت کند. بااین‌حال، بازگشت به کار پس از سرطان ممکن است تحت تأثیر خستگی، عوارض جسمانی، نگرانی از عود، تغییر تصویر بدنی، کاهش توانایی عملکردی و نگرانی درباره واکنش همکاران قرار گیرد. در این میان، خودکارآمدی به معنای باور فرد به توانایی خود برای مدیریت شرایط دشوار و انجام موفقیت‌آمیز فعالیت‌ها، نقش مهمی در فرایند بازگشت شغلی دارد.
بازماندگانی که خودکارآمدی بالاتری دارند، معمولاً توان بیشتری برای تعیین اهداف، حل مسائل، مدیریت فشارهای شغلی و سازگاری با تغییرات پس از درمان نشان می‌دهند. خودکارآمدی می‌تواند از طریق تقویت احساس کنترل و کاهش درماندگی روان‌شناختی، مسیر بازگشت به فعالیت شغلی را تسهیل کند. در مقابل، خودکارآمدی پایین ممکن است با اجتناب از موقعیت‌های شغلی، ترس از ناتوانی، کاهش انگیزه و وابستگی بیشتر همراه شود. بنابراین، خودکارآمدی را می‌توان یکی از منابع روان‌شناختی مهم در سازگاری پس از سرطان دانست.
سازگاری روانی ـ اجتماعی نیز شامل توانایی فرد برای مدیریت پیامدهای هیجانی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی بیماری و ایجاد تعادل جدید در زندگی است. بازگشت موفقیت‌آمیز به فعالیت شغلی می‌تواند این سازگاری را تقویت کند، زیرا فرد از طریق حضور دوباره در محیط کار احساس مشارکت، استقلال و تداوم هویت اجتماعی را تجربه می‌کند. از سوی دیگر، سازگاری روانی ـ اجتماعی مطلوب نیز می‌تواند زمینه بازگشت شغلی را فراهم کند؛ بنابراین رابطه میان این متغیرها احتمالاً دوسویه و تحت تأثیر عوامل متعدد است.
از دیدگاه سایکوآنکولوژی، مداخله نباید صرفاً بر کاهش اضطراب و افسردگی متمرکز باشد، بلکه باید توانایی فرد برای بازگشت به نقش‌های معنادار زندگی را نیز تقویت کند. مداخلات شناختی ـ رفتاری، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، تقویت خودکارآمدی، هدف‌گذاری تدریجی و مشاوره شغلی می‌توانند در این زمینه کاربرد داشته باشند. همچنین همکاری میان روان‌شناس، پزشک، خانواده و محیط کاری می‌تواند به طراحی مسیر بازگشت متناسب با وضعیت جسمانی و روانی بازمانده کمک کند.
بازگشت به کار برای همه بازماندگان الزاماً به یک شکل یا در یک زمان اتفاق نمی‌افتد. نوع سرطان، شدت درمان، عوارض باقی‌مانده، نوع شغل، شرایط اقتصادی، حمایت کارفرما و خانواده و نگرانی درباره عود می‌توانند بر این فرایند تأثیر بگذارند. بنابراین، اشتغال نباید تنها معیار سازگاری موفق تلقی شود و در برخی افراد کاهش ساعات کار، تغییر وظایف یا انتخاب فعالیت‌های جدید می‌تواند سازگارانه‌تر باشد. تقویت خودکارآمدی و حمایت از بازگشت تدریجی و متناسب به فعالیت‌های شغلی می‌تواند به بهبود سازگاری روانی ـ اجتماعی، افزایش استقلال و ارتقای کیفیت زندگی بازماندگان سرطان کمک کند و یکی از محورهای مهم مراقبت جامع در سایکوآنکولوژی باشد.