دکتر ثریا همتی پور

ترس از عوارض شیمی‌درمانی در کودکان؛ بررسی سازوکارهای شناختی، هیجانی و رفتاری

تاریخ انتشار : 21 مهر ماه 1405

ترس جسمانی یا واکنش‌های هیجانی اطرافیان توجه کند و شواهدی را که با پیش‌بینی‌های منفی او ناسازگارند، کمتر مورد توجه قرار دهد. بااین‌حال، این واکنش‌ها نباید به‌عنوان ضعف شخصیتی یا ناتوانی کودک در سازگاری تفسیر شوند، بلکه باید در بستر فشار روانی ناشی از بیماری و محدودیت‌های رشدی او فهمیده شوند. مرحله رشد شناختی، نقش مهمی در شکل‌گیری برداشت کودک از عوارض شیمی‌درمانی دارد. کودکان خردسال معمولاً اطلاعات را به‌صورت عینی و محدود به تجربه‌های نزدیک پردازش می‌کنند و ممکن است میان بیماری، دارو، درد و تغییرات بدن ارتباطی ساده اما نادرست برقرار سازند. برخی از آنان ممکن است تغییرات ظاهری را نشانه‌ای از ازدست‌دادن هویت یا دوست‌داشتنی‌بودن خود تلقی کنند، در حالی که کودکان سنین مدرسه بیشتر درباره عملکرد روزانه، حضور در کلاس و واکنش دوستان نگران می‌شوند. نوجوانان نیز ممکن است نگرانی‌های پیچیده‌تری درباره تصویر بدنی، استقلال، حریم خصوصی، روابط عاطفی و آینده تحصیلی داشته باشند. بنابراین، محتوای ترس در سنین مختلف متفاوت است و مداخلات روان‌شناختی باید بر اساس سطح رشد، تجربه‌های فردی و نوع نگرانی کودک طراحی شوند. از منظر هیجانی، ترس از عوارض درمان می‌تواند با اضطراب، غمگینی، خشم، درماندگی، شرم و احساس ناامنی همراه باشد. برخی کودکان نگرانی خود را به‌صورت پرسش‌های مکرر درباره داروها یا عوارض بیان می‌کنند، در حالی که برخی دیگر از صحبت درباره بیماری اجتناب می‌کنند یا با گریه، تحریک‌پذیری و چسبیدن به والدین واکنش نشان می‌دهند. واکنش‌های هیجانی ممکن است در آستانه جلسات شیمی‌درمانی افزایش یابند و با نزدیک‌شدن به زمان دریافت دارو، مشاهده تجهیزات پزشکی یا یادآوری تجربه‌های ناخوشایند قبلی شدت بگیرند. این الگو با مفهوم اضطراب پیش‌بینانه ارتباط دارد؛ وضعیتی که در آن انتظار وقوع یک رویداد ناخوشایند، پیش از وقوع آن، موجب برانگیختگی روانی و جسمانی می‌شود. در برخی کودکان، این برانگیختگی با تپش قلب، تعریق، تنش عضلانی، دل‌درد، بی‌قراری یا اختلال خواب همراه است. چنین نشانه‌هایی می‌توانند به‌نوبه خود به‌عنوان شواهدی از وقوع یک خطر قریب‌الوقوع تفسیر شوند و ترس را تشدید کنند. در نتیجه، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن پیش‌بینی منفی، اضطراب جسمانی، توجه بیشتر به علائم و افزایش احساس تهدید یکدیگر را تقویت می‌کنند. البته هر علامت جسمانی در کودکان مبتلا به سرطان نباید به اضطراب نسبت داده شود، زیرا عوارض دارویی، تغییرات جسمانی و مشکلات پزشکی نیز ممکن است علائم مشابهی ایجاد کنند و ارزیابی بالینی مناسب ضرورت دارد. سازوکارهای رفتاری نیز در تداوم یا کاهش ترس از عوارض شیمی‌درمانی نقش دارند. یکی از واکنش‌های رایج، اجتناب از محرک‌های مرتبط با درمان است؛ کودک ممکن است از ورود به بیمارستان، دیدن تجهیزات، گفت‌وگو درباره عوارض یا پرسیدن سؤال از پزشک خودداری کند. اجتناب در کوتاه‌مدت می‌تواند احساس آرامش ایجاد کند، اما اگر به الگوی غالب مقابله تبدیل شود، فرصت کسب اطلاعات دقیق و تجربه موفقیت‌آمیز در مدیریت نگرانی را کاهش می‌دهد. برخی کودکان نیز برای کسب اطمینان، پرسش‌های تکراری مطرح می‌کنند یا دائماً از والدین می‌خواهند تضمین کنند که عارضه‌ای رخ نخواهد داد. پاسخ‌های حمایتی می‌توانند به آرام‌شدن کودک کمک کنند، اما اطمینان‌بخشی غیرواقع‌بینانه و وعده قطعی درباره نبود عوارض ممکن است اعتماد او را تضعیف کند. رویکرد مناسب آن است که احساس کودک پذیرفته شود، اطلاعات واقعی و قابل‌فهم در اختیار او قرار گیرد و راهبردهایی برای مواجهه با شرایط احتمالی آموزش داده شود. در این چارچوب، سایکوآنکولوژیست با ارزیابی افکار، هیجان‌ها و رفتارهای مرتبط با ترس، می‌تواند به شناسایی چرخه‌های تداوم‌دهنده پریشانی کمک کند و برنامه‌ای متناسب با نیازهای کودک و خانواده طراحی نماید. یکی از مداخلات مهم، آموزش روان‌شناختی متناسب با سن است. کودک باید بداند شیمی‌درمانی با هدف درمان بیماری انجام می‌شود، عوارض احتمالی در افراد مختلف متفاوت‌اند و تیم درمان برای پیشگیری، شناسایی و مدیریت بسیاری از مشکلات تلاش می‌کند. اطلاعات باید صادقانه، مرحله‌بندی‌شده و متناسب با میزان آمادگی کودک ارائه شوند. توضیح بیش از اندازه و بدون توجه به ظرفیت هیجانی کودک ممکن است ترس را افزایش دهد، در حالی که پنهان‌کاری کامل نیز می‌تواند احساس بی‌اعتمادی و سردرگمی ایجاد کند. بهتر است از کودک پرسیده شود چه چیزی را درباره درمان می‌داند، از چه موضوعی بیشتر می‌ترسد و چه اطلاعاتی برای احساس امنیت بیشتر نیاز دارد. سپس می‌توان اطلاعات را به بخش‌های کوچک تقسیم کرد و فرصت کافی برای پرسش، بازگویی و اصلاح برداشت‌های نادرست فراهم آورد. مداخلات شناختی‌رفتاری نیز می‌توانند در کاهش افکار فاجعه‌آمیز و تقویت مهارت‌های مقابله‌ای مؤثر باشند. در این رویکرد، درمانگر به کودک کمک می‌کند تفاوت میان احتمال وقوع یک عارضه و قطعیت وقوع آن را درک کند، برداشت‌های اغراق‌آمیز را بررسی کند و برای مواجهه با نگرانی‌های واقعی برنامه‌ای عملی داشته باشد. هدف، متقاعدکردن کودک به اینکه هیچ عارضه‌ای رخ نخواهد داد نیست، بلکه افزایش توانایی او برای تحمل عدم اطمینان و شناخت راه‌های دریافت کمک است. آموزش تنفس آرام، آرام‌سازی عضلانی، تصویرسازی ذهنی و حواس‌پرتی هدفمند نیز می‌تواند در مدیریت اضطراب پیش از درمان به کار رود. این روش‌ها زمانی مفیدترند که در شرایط آرام تمرین شوند و کودک بتواند هنگام افزایش نگرانی از آنها استفاده کند. بازی‌درمانی و هنر‌درمانی نیز فرصت‌هایی برای بیان غیرمستقیم ترس‌ها و پردازش تجربه‌های پیچیده بیماری فراهم می‌کنند. نقاشی درباره نگرانی‌ها، داستان‌پردازی، استفاده از عروسک‌ها و نقش‌آفرینی موقعیت‌های درمانی می‌تواند به کودک کمک کند پرسش‌های خود را مطرح کند و احساسات دشوار را در فضایی حمایتگر بازنمایی نماید. در این فعالیت‌ها باید به معنایی توجه کرد که خود کودک برای تجربه‌اش بیان می‌کند و نباید از یک نقاشی یا رفتار منفرد، نتیجه‌گیری قطعی درباره وضعیت روانی او انجام داد. حمایت خانواده نیز در مدیریت ترس اهمیت اساسی دارد. والدین معمولاً نخستین مرجع کودک برای دریافت اطلاعات و احساس امنیت هستند و واکنش‌های آنان ممکن است بر ارزیابی کودک از میزان خطر اثر بگذارد. هنگامی که والدین با نگرانی شدید، سکوت طولانی یا اطلاعات متناقض پاسخ می‌دهند، کودک ممکن است موقعیت را تهدیدآمیزتر ارزیابی کند؛ در مقابل، ارتباط آرام، صداقت متناسب با سن و پذیرش احساسات کودک می‌تواند به کاهش سردرگمی کمک کند. این موضوع به معنای مسئول‌دانستن والدین برای ترس کودک نیست، زیرا آنان نیز در شرایط دشوار بیماری قرار دارند و ممکن است به حمایت تخصصی نیازمند باشند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند با آموزش مهارت‌های ارتباطی، راهبردهای مقابله‌ای و روش‌های حمایت عاطفی، ظرفیت خانواده را برای همراهی با کودک تقویت کند. هماهنگی میان والدین، پزشکان، پرستاران و متخصصان سلامت روان نیز اهمیت دارد، زیرا ارائه پیام‌های متناقض درباره عوارض یا مراحل درمان ممکن است اضطراب را افزایش دهد. مدیریت واقعی عوارض جسمانی باید در کنار مداخلات روان‌شناختی قرار گیرد. رسیدگی مناسب به تهوع، درد، اختلال خواب، خستگی و سایر مشکلات مرتبط با درمان می‌تواند از تشدید نگرانی جلوگیری کند و به کودک نشان دهد که شکایت‌های او جدی گرفته می‌شوند. اگر ترس موجب امتناع از درمان، اختلال شدید در عملکرد، حملات اضطرابی مکرر یا افت قابل‌توجه کیفیت زندگی شود، ارزیابی تخصصی دقیق‌تر ضروری است. در چنین شرایطی، باید شدت و تداوم نشانه‌ها، سابقه روان‌شناختی، شرایط خانوادگی و احتمال وجود مشکلات هم‌زمان بررسی شوند و در صورت لزوم، مداخلات تخصصی یا ارجاع به روان‌پزشک کودک انجام گیرد. شواهد پژوهشی در حوزه روان‌شناسی سرطان کودکان از اهمیت آموزش متناسب با سن، ارتباط درمانی همدلانه، حمایت خانواده و مداخلات شناختی‌رفتاری در مدیریت پریشانی مرتبط با درمان پشتیبانی می‌کنند؛ بااین‌حال، پاسخ کودکان به این روش‌ها یکسان نیست و اثربخشی آنها به نوع نگرانی، شدت پریشانی، شرایط بالینی و کیفیت اجرای مداخله بستگی دارد. یکی از محدودیت‌های مهم در بررسی ترس از عوارض شیمی‌درمانی، دشواری تفکیک نگرانی طبیعی از پریشانی بالینی قابل‌توجه است. همچنین، تغییرات جسمانی ناشی از درمان می‌توانند بر خلق، رفتار و تمرکز کودک اثر بگذارند و تشخیص منشأ دقیق هر نشانه را دشوار سازند. تفاوت در سن، نوع سرطان، رژیم دارویی، تجربه‌های قبلی و حمایت خانوادگی نیز مقایسه یافته‌های پژوهشی را محدود می‌کند. بنابراین، ارزیابی باید مستمر، فردمحور و مبتنی بر ترکیب گزارش کودک، مشاهده بالینی و اطلاعات خانواده باشد. پیشنهاد می‌شود مراکز انکولوژی کودکان، ترس از عوارض درمان را در ارزیابی معمول پریشانی روان‌شناختی لحاظ کنند و پیش از شروع شیمی‌درمانی، نگرانی‌های اصلی هر کودک را شناسایی نمایند. طراحی برنامه‌های حمایتی باید بر اساس نیازهای رشدی، سابقه درمان، ترجیح کودک و میزان اختلال در عملکرد انجام شود و در طول درمان با توجه به تغییرات شرایط جسمانی و هیجانی بازبینی گردد. آموزش کارکنان درمانی درباره شیوه اطلاع‌رسانی، پاسخ‌گویی به پرسش‌های دشوار و شناسایی نشانه‌های اضطراب نیز می‌تواند کیفیت ارتباط و تجربه درمان را بهبود بخشد. پژوهش‌های آینده بهتر است علاوه بر سنجش شدت ترس، ارتباط آن را با پایبندی به درمان، کیفیت زندگی، رفتارهای اجتنابی و سازگاری بلندمدت بررسی کنند و اثربخشی مداخلات ترکیبی را در گروه‌های سنی مختلف مورد ارزیابی قرار دهند. در مجموع، ترس از عوارض شیمی‌درمانی در کودکان حاصل تعامل پیچیده فرایندهای شناختی، هیجانی و رفتاری است و نمی‌توان آن را صرفاً به کمبود اطلاعات یا حساسیت فردی نسبت داد. درک این ترس نیازمند توجه به تجربه زیسته کودک، معنایی است که به تغییرات جسمانی می‌دهد و میزان کنترلی که در موقعیت درمانی احساس می‌کند. نقش سایکوآنکولوژیست در این مسیر، شناسایی برداشت‌های تهدیدآمیز، تقویت مهارت‌های مقابله‌ای، حمایت از خانواده و هماهنگی با تیم درمان برای فراهم‌کردن مراقبتی یکپارچه است. هدف نهایی آن است که کودک بتواند بدون انکار واقعیت‌های درمان، عوارض احتمالی را به شکلی قابل‌فهم بشناسد، نگرانی‌های خود را بیان کند و با احساس امنیت و توانمندی بیشتری مسیر شیمی‌درمانی را پشت سر بگذارد.