دکتر ثریا همتی پور

تأثیر مداخلات سایکوانکولوژیک بر تاب‌آوری روان‌شناختی خانواده‌های بیماران مبتلا به سرطان

تاریخ انتشار : 9 مهر ماه 1405

تأثیر مداخلات سایکوآنکولوژیک بر تاب‌آوری روان‌شناختی خانواده‌های بیماران مبتلا به سرطان را می‌توان در چارچوب فرایند سازگاری خانواده با یک رویداد تهدیدکننده و طولانی‌مدت بررسی کرد، زیرا سرطان علاوه بر ایجاد تغییرات جسمانی در بیمار، ساختار عاطفی، ارتباطی و عملکردی خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. تاب‌آوری روان‌شناختی به معنای نبود ترس، اندوه یا اضطراب نیست، بلکه به ظرفیت فرد و خانواده برای مواجهه با فشار، حفظ عملکرد، استفاده از منابع حمایتی و بازسازی تعادل روانی در شرایط دشوار اشاره دارد. پس از تشخیص سرطان، خانواده ممکن است با شوک، ناباوری، نگرانی درباره آینده، ترس از مرگ، فشار اقتصادی، تغییر نقش‌ها و افزایش مسئولیت مراقبتی مواجه شود و این عوامل می‌توانند ظرفیت مقابله‌ای خانواده را تحت فشار قرار دهند. سایکوآنکولوژیست با ارزیابی وضعیت روانی و اجتماعی اعضای خانواده، عوامل خطر و منابع محافظتی را شناسایی کرده و مداخلات را بر اساس نیازهای خانواده تنظیم می‌کند. یکی از نخستین محورهای مداخله، افزایش آگاهی خانواده درباره ماهیت بیماری و واکنش‌های روان‌شناختی طبیعی به آن است، زیرا شناخت بهتر شرایط می‌تواند احساس ابهام و درماندگی را کاهش دهد. آموزش روان‌شناختی به اعضای خانواده کمک می‌کند میان عواملی که قابل کنترل هستند و شرایطی که خارج از کنترل آنها قرار دارند تمایز ایجاد کنند و انرژی روانی خود را بر حوزه‌های قابل مدیریت متمرکز سازند. یکی دیگر از مسیرهای تقویت تاب‌آوری، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای است. سایکوآنکولوژیست می‌تواند به خانواده در یادگیری حل مسئله، تنظیم هیجان، مدیریت نگرانی، ارتباط مؤثر و تصمیم‌گیری کمک کند. در خانواده‌هایی که اضطراب شدید وجود دارد، تکنیک‌های آرام‌سازی، تنفس و توجه‌آگاهی می‌توانند برای مدیریت برانگیختگی روانی مورد استفاده قرار گیرند. مداخلات شناختی‌رفتاری نیز می‌توانند افکار فاجعه‌ساز، احساس گناه و برداشت‌های غیرواقع‌بینانه از مسئولیت خانواده را مورد توجه قرار دهند. برای مثال، برخی اعضای خانواده ممکن است تصور کنند مسئول نتیجه درمان هستند یا باید در تمام لحظات کاملاً قوی و بدون اضطراب باقی بمانند؛ اصلاح این باورها می‌تواند فشار روانی را کاهش دهد. تاب‌آوری خانوادگی همچنین با کیفیت ارتباط میان اعضا ارتباط دارد و سایکوآنکولوژیست می‌تواند با آموزش گوش دادن فعال، بیان احساسات و حل تعارض به خانواده کمک کند از بحران به‌عنوان فرصتی برای تقویت همکاری استفاده کند. تقسیم مسئولیت‌های مراقبتی نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا تمرکز وظایف بر یک فرد می‌تواند فرسودگی ایجاد کند و ظرفیت تاب‌آوری خانواده را کاهش دهد. سازمان‌دهی نقش‌ها و مشارکت دادن اعضای مختلف خانواده می‌تواند منابع موجود را فعال‌تر کند. حمایت اجتماعی یکی دیگر از عناصر مهم تاب‌آوری است و خانواده‌هایی که می‌توانند از بستگان، دوستان، گروه‌های حمایتی و منابع اجتماعی کمک دریافت کنند، فرصت بیشتری برای مدیریت فشارهای ناشی از بیماری دارند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند خانواده را در شناسایی این منابع و استفاده مؤثر از آنها همراهی کند. در برخی خانواده‌ها، باورهای معنوی، ارزش‌های فرهنگی و احساس معنا می‌توانند به‌عنوان منابع مقابله‌ای عمل کنند و در صورت تمایل خانواده می‌توانند بخشی از فرایند مداخله باشند. رویکردهای معنا‌محور به خانواده کمک می‌کنند در کنار پذیرش دشواری بیماری، ارزش‌ها و اهداف مهم زندگی را حفظ کنند. مداخلات خانواده‌محور همچنین می‌توانند به اعضا کمک کنند تجربه بیماری را به صورت مشترک پردازش کنند و از انزوای هیجانی جلوگیری شود. شواهد پژوهشی در حوزه سایکوآنکولوژی نشان می‌دهد برخی مداخلات روان‌شناختی، آموزشی و حمایتی می‌توانند با کاهش پریشانی، اضطراب و افسردگی و افزایش مهارت‌های مقابله‌ای و حمایت اجتماعی، مؤلفه‌هایی از سازگاری و تاب‌آوری خانواده را تقویت کنند؛ با این حال، نتایج مطالعات در همه شرایط یکسان نیست و اثربخشی به نوع مداخله، مدت آن، مرحله بیماری و ویژگی‌های خانواده وابسته است. مداخلات گروهی نیز می‌توانند با فراهم کردن فرصت تبادل تجربه، احساس تعلق و کاهش تنهایی روان‌شناختی، منابع تاب‌آوری را تقویت کنند. در شرایطی که مراقبان به دلیل مسئولیت‌های فراوان امکان مراجعه حضوری ندارند، خدمات آنلاین و تله‌سایکوآنکولوژی می‌توانند امکان دریافت حمایت مستمر را افزایش دهند. با این حال، دسترسی به فناوری، سواد دیجیتال، محرمانگی و کیفیت رابطه درمانی از عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. هنر‌درمانی و فعالیت‌های خلاقانه نیز می‌توانند به‌عنوان روش مکمل برای بیان هیجان‌های دشوار، بازسازی روایت بیماری و تقویت ارتباط اعضای خانواده مورد استفاده قرار گیرند. در خانواده‌هایی که کودک مبتلا به سرطان است، تقویت تاب‌آوری باید متناسب با سن کودک و نقش والدین انجام شود و هدف آن ایجاد احساس امنیت، پیش‌بینی‌پذیری و مشارکت متناسب کودک در فرایند درمان است. در مراحل پیشرفته بیماری، تاب‌آوری ممکن است بیشتر به معنای حفظ ارتباط، معنا، حمایت متقابل و توانایی مواجهه با عدم قطعیت باشد تا بازگشت به شرایط پیش از بیماری. سایکوآنکولوژیست در این مرحله باید از تحمیل مفهوم «قوی بودن» به خانواده پرهیز کند و امکان تجربه طبیعی اندوه و ترس را به رسمیت بشناسد. یکی از چالش‌های مهم، تفاوت سطح تاب‌آوری میان اعضای خانواده است؛ ممکن است یک عضو سازگاری بیشتری داشته باشد و عضو دیگر به حمایت روان‌شناختی بیشتری نیاز داشته باشد. بنابراین مداخلات یکسان برای تمام اعضا همیشه مناسب نیست و باید نیازهای فردی در کنار فرایند خانوادگی مورد توجه قرار گیرد. محدودیت دسترسی به خدمات تخصصی، فشار اقتصادی، کمبود حمایت اجتماعی، مشکلات فرهنگی و انگ مرتبط با دریافت خدمات روان‌شناختی نیز می‌توانند اثربخشی مداخلات را کاهش دهند. همچنین تاب‌آوری یک ویژگی ثابت و همیشگی نیست و ممکن است با تغییر وضعیت بیمار، عوارض درمان، عود یا ورود به مرحله مراقبت تسکینی تغییر کند؛ ازاین‌رو ارزیابی و حمایت روان‌شناختی باید فرایندی مستمر باشد. در مجموع، مداخلات سایکوآنکولوژیک با کاهش پریشانی، افزایش مهارت‌های مقابله‌ای، تقویت ارتباط خانوادگی، فعال‌سازی حمایت اجتماعی، بهبود حل مسئله و حفظ معنا و نقش‌های مهم زندگی می‌توانند ظرفیت خانواده را برای مواجهه سازگارانه‌تر با سرطان تقویت کنند. تاب‌آوری در این چارچوب به معنای نادیده گرفتن رنج یا اجبار خانواده به مثبت‌اندیشی نیست، بلکه فرایندی پویا برای حفظ انسجام، انعطاف‌پذیری، ارتباط و عملکرد خانواده در برابر فشارهای ناشی از بیماری است.