کاربرد فناوریهای پوشیدنی در پایش نشانگرهای فیزیولوژیک استرس و تنظیم هیجانی، یکی از مسیرهای نوظهور در سایکوآنکولوژی دیجیتال است که امکان پایش پیوسته و غیرتهاجمی برخی شاخصهای مرتبط با وضعیت روانفیزیولوژیک بیماران مبتلا به سرطان را فراهم میکند. فناوریهای پوشیدنی مانند ساعتهای هوشمند و حسگرهای زیستی میتوانند دادههایی از قبیل ضربان قلب، تغییرپذیری ضربان قلب، فعالیت بدنی، الگوی خواب و در برخی سامانهها شاخصهای مرتبط با هدایت الکتریکی پوست را ثبت کنند. اهمیت این فناوری در سایکوآنکولوژی از آن جهت است که استرس و پریشانی روانی همواره بهصورت مستقیم و پایدار از طریق گزارش فردی قابل شناسایی نیستند و برخی تغییرات فیزیولوژیک میتوانند اطلاعات تکمیلی درباره وضعیت بیمار فراهم کنند. تغییرپذیری ضربان قلب بهعنوان یکی از شاخصهای مورد مطالعه در روانفیزیولوژی، میتواند در بررسی فعالیت سیستم عصبی خودکار و فرایندهای مرتبط با تنظیم هیجان مورد توجه قرار گیرد، هرچند تفسیر آن باید با احتیاط و در کنار سایر شاخصهای بالینی انجام شود. در بیماران مبتلا به سرطان، درد، خستگی، اختلال خواب، داروها، فعالیت بدنی و عوارض درمان نیز میتوانند بر شاخصهای فیزیولوژیک اثر بگذارند؛ بنابراین نمیتوان تغییرات یک نشانگر را بهتنهایی معادل افزایش یا کاهش استرس روانی دانست. یکی از کاربردهای بالقوه پوشیدنیها، ایجاد پایش طولی و شناسایی تغییرات فردی نسبت به الگوی پایه هر بیمار است. به این ترتیب، به جای اتکا به یک اندازهگیری مقطعی، تغییرات فیزیولوژیک در طول روزها و هفتهها بررسی میشوند و در صورت مشاهده الگوهای غیرمعمول، ارزیابی روانشناختی دقیقتر انجام میگیرد. ترکیب دادههای پوشیدنی با پرسشنامههای استاندارد پریشانی، اضطراب، کیفیت خواب و کیفیت زندگی میتواند تصویر جامعتری از وضعیت بیمار ایجاد کند. از منظر تنظیم هیجانی، بازخوردهای لحظهای حاصل از فناوری میتوانند به بیمار در افزایش آگاهی از وضعیت جسمانی و شناسایی ارتباط میان موقعیتهای استرسزا و واکنشهای بدنی کمک کنند. همچنین میتوان از این دادهها برای طراحی مداخلات دیجیتال شخصیسازیشده، مانند تمرینهای تنفسی، آرامسازی یا وقفههای کوتاه فعالیت استفاده کرد. بااینحال، کاربرد بالینی این فناوری با محدودیتهایی همراه است. دقت حسگرها در شرایط مختلف، تفاوت میان دستگاهها، حرکت بدن، وضعیت پوست و تأثیر داروها میتواند کیفیت دادهها را تغییر دهد. علاوه بر این، تفسیر دادههای فیزیولوژیک بدون درنظرگرفتن زمینه روانی و پزشکی بیمار ممکن است به برداشت نادرست منجر شود. حریم خصوصی و امنیت دادههای سلامت نیز از چالشهای جدی محسوب میشود، زیرا پایش مداوم اطلاعات زیستی حجم قابلتوجهی از دادههای شخصی تولید میکند. از سوی دیگر، استفاده مستمر از ابزار پوشیدنی ممکن است برای برخی بیماران موجب افزایش تمرکز بر علائم جسمانی یا نگرانی درباره وضعیت سلامت شود. بنابراین، استفاده از فناوریهای پوشیدنی باید با رضایت آگاهانه، هدف بالینی مشخص و نظارت متخصص انجام شود. در مجموع، این فناوریها میتوانند ابزار مکملی برای شناخت بهتر الگوهای استرس، خواب، فعالیت و تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان باشند و با ایجاد دادههای طولی، ظرفیت پایش روانفیزیولوژیک را در سایکوآنکولوژی دیجیتال توسعه دهند؛ بااینحال، استفاده معتبر از آنها نیازمند اعتبارسنجی بالینی، تفسیر چندبعدی دادهها و ادغام نتایج با ارزیابی تخصصی روانشناختی است.