دکتر ثریا همتی پور

نقش سایکوآنکولوژیست در بازسازی تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان با استفاده از مداخلات هنری

تاریخ انتشار : 4 مهر ماه 1405

سرطان در دوران کودکی تنها بیماری یک اندام یا یک فرایند جسمانی نیست، بلکه تجربه‌ای است که می‌تواند برداشت کودک از بدن، هویت و رابطه او با محیط را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تغییرات ناشی از بیماری و درمان، از جمله ریزش مو، تغییرات وزن، اسکارهای جراحی، تغییر رنگ پوست، کاهش توانایی‌های جسمانی، استفاده از تجهیزات پزشکی و تغییر در ظاهر عمومی بدن، ممکن است برای کودک به معنای فاصله گرفتن از تصویری باشد که پیش از بیماری از خود داشته است. تصویر بدنی در کودکان صرفاً به ارزیابی زیبایی ظاهری محدود نمی‌شود، بلکه شامل ادراک فرد از بدن، احساس تعلق به بدن، برداشت از قابلیت‌های جسمانی و معنایی است که کودک برای ظاهر و عملکرد بدن خود قائل می‌شود. ازاین‌رو، آسیب به تصویر بدنی می‌تواند با کاهش اعتمادبه‌نفس، خجالت، کناره‌گیری اجتماعی، اضطراب، حساسیت نسبت به نگاه دیگران و اختلال در روابط با همسالان همراه شود. در این شرایط، سایکوآنکولوژیست می‌تواند با استفاده هدفمند از مداخلات هنری، فرایند بازسازی رابطه کودک با بدن و هویت جسمانی خود را تسهیل کند.

نخستین وظیفه سایکوآنکولوژیست در این زمینه، ارزیابی دقیق تجربه کودک از بدن است. یک تغییر جسمانی ممکن است برای دو کودک معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد؛ برای یک کودک ریزش مو ممکن است مسئله‌ای گذرا و قابل تحمل باشد، در حالی که برای کودک دیگر به دلیل نگرانی از واکنش همسالان، احساس شرم یا ترس از متفاوت دیده‌شدن، به یکی از مهم‌ترین منابع پریشانی تبدیل شود. بنابراین، ارزیابی نباید تنها بر مشاهده ظاهری یا قضاوت بزرگسالان استوار باشد، بلکه باید ادراک خود کودک، تجربه هیجانی او، میزان اجتناب از آینه یا عکس، نگرانی درباره حضور در مدرسه، روابط همسالان و احساس او نسبت به توانایی‌های بدن را نیز دربرگیرد. سایکوآنکولوژیست بر اساس این ارزیابی می‌تواند مشخص کند که مداخله هنری باید بیشتر بر پذیرش بدن، تنظیم هیجان، بازسازی هویت، کاهش شرم، تقویت احساس کنترل یا بهبود ارتباط اجتماعی متمرکز شود.

هنر در این فرایند امکان آن را فراهم می‌کند که کودک بدن خود را نه فقط به‌عنوان یک موضوع پزشکی، بلکه به‌عنوان بخشی از تجربه شخصی و هویت خود بازنمایی کند. نقاشی بدن، طراحی خودنگاره، کلاژ تصویری، ساخت پیکره، استفاده از رنگ و فعالیت‌های تجسمی می‌توانند به کودک اجازه دهند تصویر ذهنی خود از بدن را آشکار سازد و درباره آن گفت‌وگو کند. اهمیت این فعالیت‌ها در محصول نهایی نیست؛ فرایند خلق اثر و معنایی که کودک به آن می‌دهد، بخش اصلی مداخله محسوب می‌شود. سایکوآنکولوژیست می‌تواند در جریان این فعالیت از پرسش‌های باز استفاده کند؛ برای مثال، از کودک بخواهد درباره بخشی از بدن که بیشتر دوست دارد، بخشی که بعد از درمان برایش متفاوت شده، یا قسمتی از بدن که به نظر خودش قدرت و توانمندی او را نشان می‌دهد صحبت کند. چنین گفت‌وگویی می‌تواند مسیر انتقال تمرکز از «بدن تغییرکرده» به «بدن تجربه‌شده و دارای قابلیت» را فراهم سازد.

یکی از اصول مهم در بازسازی تصویر بدنی این است که هدف درمانگر نباید وادار کردن کودک به دوست داشتن تمام تغییرات ظاهری یا انکار دشواری‌های واقعی باشد. پذیرش بدن به معنای مثبت دیدن اجباری همه تغییرات نیست؛ بلکه به معنای ایجاد رابطه‌ای واقع‌بینانه‌تر و کم‌تنش‌تر با بدن است. کودکی که از ریزش مو، اسکار جراحی یا تغییر وزن خود ناراحت است، نیاز ندارد از سوی درمانگر متقاعد شود که این تغییرات زیبا هستند. او نیاز دارد بتواند درباره ناراحتی خود صحبت کند، احساس شرم یا ترس را بشناسد و در عین حال بداند که ارزش و هویت او به ظاهر بدنش محدود نمی‌شود. هنر می‌تواند فضای مناسبی برای نگه‌داشتن همزمان این دو واقعیت ایجاد کند؛ یعنی پذیرش دشواری تغییرات جسمانی و حفظ احساس ارزشمندی شخصی.

سایکوآنکولوژیست می‌تواند از خودنگاره به‌عنوان ابزاری برای بررسی تحول تصویر بدنی استفاده کند. کودک ممکن است در ابتدا تصویری بسیار محدود، ناقص یا صرفاً پزشکی از خود ترسیم کند و در مراحل بعدی، عناصر دیگری مانند دوستان، خانواده، علایق، توانایی‌ها، خاطرات و آرزوهای خود را وارد تصویر کند. چنین تغییراتی به‌تنهایی نباید به‌عنوان شاخص قطعی بهبود تفسیر شوند، اما می‌توانند در کنار گفت‌وگوی بالینی و ابزارهای معتبر ارزیابی، اطلاعات ارزشمندی درباره نحوه تجربه هویت و بدن در اختیار درمانگر قرار دهند. مهم آن است که سایکوآنکولوژیست معنای تصویر را از خود کودک جویا شود و از تفسیر نمادهای نقاشی بر اساس قواعد ثابت و غیرعلمی پرهیز کند.

مداخله هنری همچنین می‌تواند به بازسازی هویت فراتر از ظاهر جسمانی کمک کند. بیماری ممکن است کودک را به سمت تعریف خود با عنوان «بیمار سرطانی» سوق دهد و سایر جنبه‌های هویتی او را تحت‌الشعاع قرار دهد. فعالیت‌هایی مانند ساخت کلاژ «من چه کسی هستم؟»، تصویرسازی از توانایی‌ها و علایق شخصی، یا خلق اثری درباره آینده می‌تواند به کودک کمک کند بخش‌های مختلف هویت خود را دوباره به رسمیت بشناسد. در این رویکرد، بدن یکی از اجزای هویت است، اما تمام هویت را تشکیل نمی‌دهد. کودک می‌تواند همزمان فردی باشد که بدنش تحت درمان قرار گرفته و در عین حال دوست، دانش‌آموز، فرزند، ورزشکار، هنرمند یا فردی دارای علایق و آرزوهای شخصی باشد.

یکی از ابعاد مهم این مداخله، توجه به نگاه دیگران است. کودکان و نوجوانان نسبت به واکنش همسالان حساس‌اند و تغییرات ظاهری ممکن است نگرانی درباره تمسخر، طردشدن یا متفاوت دیده‌شدن ایجاد کند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند از هنر برای بازنمایی موقعیت‌های اجتماعی دشوار استفاده کند. کودک می‌تواند صحنه‌ای از حضور در مدرسه، ملاقات با دوستان یا مواجهه با پرسش دیگران را طراحی کند و سپس درباره احساسات و افکار خود در آن موقعیت صحبت کند. در ادامه، می‌توان از طریق ایفای نقش و فعالیت هنری، راهبردهای ارتباطی مناسب برای پاسخ‌گویی به پرسش‌ها، مدیریت نگاه دیگران و حفظ ارتباط اجتماعی را تمرین کرد. بنابراین، مداخله هنری تنها به درون کودک محدود نمی‌شود و می‌تواند به سازگاری اجتماعی او نیز کمک کند.

تصویر بدنی همچنین با احساس کنترل و خودکارآمدی ارتباط دارد. کودک مبتلا به سرطان ممکن است تجربه کند که بسیاری از اتفاقات مربوط به بدنش خارج از اختیار اوست. مداخلات هنری می‌توانند حوزه‌ای ایجاد کنند که کودک در آن انتخاب‌کننده و خالق باشد. انتخاب ابزار، رنگ، موضوع، شیوه اجرا و تصمیم درباره نمایش یا نگهداری اثر، فرصت‌های کوچکی برای تجربه عاملیت ایجاد می‌کنند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند این تجربه را به اهداف گسترده‌تر درمانی پیوند دهد و به کودک کمک کند میان «بدنی که تحت درمان قرار می‌گیرد» و «فردی که هنوز در مورد بخش‌هایی از زندگی خود اختیار دارد» تمایز ایجاد کند.

در برخی کودکان، تغییرات جسمانی با سوگ نسبت به بدن پیش از بیماری همراه است. کودک ممکن است برای ظاهر قبلی، توانایی‌های جسمانی گذشته یا فعالیت‌هایی که دیگر قادر به انجام آنها نیست، احساس فقدان کند. این احساس نباید به سرعت با جملاتی مانند «همه‌چیز خوب می‌شود» یا «ظاهر مهم نیست» حذف شود. هنر می‌تواند امکان بازنمایی این فقدان را فراهم کند و در عین حال زمینه ایجاد تصویری جدید از خود را فراهم سازد. ساخت مجموعه‌ای از آثار درباره «بدن قبل از بیماری»، «بدن در دوره درمان» و «بدنی که می‌خواهم در آینده با آن زندگی کنم» می‌تواند به کودک کمک کند تغییرات جسمانی را در یک روایت زمانی قرار دهد و میان گذشته، حال و آینده ارتباط برقرار کند.

در نوجوانان مبتلا به سرطان، مسئله تصویر بدنی ممکن است پیچیدگی بیشتری پیدا کند، زیرا دوران نوجوانی خود به‌طور طبیعی با تغییرات سریع بدن، شکل‌گیری هویت و افزایش حساسیت نسبت به ظاهر همراه است. در این گروه، مداخله باید حساسیت بیشتری نسبت به استقلال، حریم خصوصی، جنسیت، روابط همسالان و نگرانی‌های مربوط به جذابیت ظاهری داشته باشد. سایکوآنکولوژیست باید از مداخله کودکانه و تحمیلی پرهیز کند و به نوجوان اجازه دهد در انتخاب موضوع و رسانه هنری مشارکت فعال داشته باشد. استفاده از عکاسی هنری، کلاژ، طراحی دیجیتال یا خودنگاره‌های مفهومی، در صورت تناسب با شرایط بالینی و امکانات درمانی، می‌تواند برای این گروه مناسب‌تر باشد.

نقش خانواده نیز در بازسازی تصویر بدنی قابل توجه است. واکنش والدین به تغییرات ظاهری کودک می‌تواند بر نحوه معناپردازی کودک اثر بگذارد. نگرانی افراطی، ترحم مداوم یا تمرکز بیش از حد بر ظاهر ممکن است ناخواسته پیام آسیب‌پذیری یا متفاوت‌بودن را تقویت کند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند به خانواده کمک کند درباره بدن کودک با زبان واقع‌بینانه، حمایتگر و غیرقضاوتی صحبت کنند و ارزش کودک را صرفاً بر اساس ظاهر یا وضعیت جسمانی ارزیابی نکنند. در فعالیت‌های هنری خانوادگی نیز لازم است کودک کنترل کافی بر اثر خود داشته باشد و والدین از اصلاح، قضاوت یا تفسیر اجباری آن خودداری کنند.

از سوی دیگر، سایکوآنکولوژیست باید محدودیت‌های مداخله هنری را بشناسد. هنر‌درمانی جایگزین درمان پزشکی، جراحی، دارودرمانی یا مراقبت‌های تخصصی سرطان نیست و نباید به کودک این پیام را منتقل کند که مسئولیت سازگاری کامل با تغییرات بدن بر عهده خودش است. شدت مشکلات تصویر بدنی نیز باید به‌صورت مستمر ارزیابی شود؛ زیرا در برخی کودکان ممکن است پریشانی شدید، انزوای اجتماعی، اضطراب یا علائم افسردگی نیازمند مداخلات روان‌شناختی تخصصی‌تر در کنار فعالیت‌های هنری باشد. همکاری میان سایکوآنکولوژیست، هنر‌درمانگر، تیم انکولوژی و خانواده می‌تواند امکان طراحی برنامه‌ای ایمن و متناسب با وضعیت کودک را فراهم کند.

ارزیابی اثربخشی نیز باید فراتر از مشاهده زیبایی یا پیچیدگی آثار هنری باشد. تغییر در پریشانی مربوط به ظاهر، نگرش کودک نسبت به بدن، مشارکت اجتماعی، اعتمادبه‌نفس، کیفیت زندگی و توانایی صحبت درباره تغییرات جسمانی می‌تواند با استفاده از ابزارهای معتبر و مصاحبه بالینی بررسی شود. در پژوهش‌های آینده نیز استفاده از نمونه‌های بزرگ‌تر، گروه‌های سنی مشخص، پروتکل‌های استاندارد اما انعطاف‌پذیر، گروه‌های مقایسه‌ای و پیگیری‌های طولانی‌مدت می‌تواند شواهد دقیق‌تری درباره اثر مداخلات هنری بر تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان فراهم کند.

نقش سایکوآنکولوژیست در این حوزه تنها اجرای یک فعالیت هنری نیست، بلکه ایجاد پلی میان بدن، هیجان، هویت و تجربه اجتماعی کودک است. مداخلات هنری می‌توانند به کودک فرصت دهند بدن تغییرکرده خود را مشاهده و درباره آن صحبت کند، احساسات مرتبط با تغییرات ظاهری را بیان کند، فقدان‌های جسمانی را پردازش نماید و همزمان بخش‌های سالم و ارزشمند هویت خود را دوباره کشف کند. در این رویکرد، هدف نهایی حذف تمام ناراحتی‌های مربوط به ظاهر نیست، بلکه کمک به شکل‌گیری رابطه‌ای انعطاف‌پذیرتر، واقع‌بینانه‌تر و کمتر آمیخته با شرم و ترس با بدن است. هنر می‌تواند به کودک اجازه دهد بدن خود را نه صرفاً از منظر بیماری و درمان، بلکه به‌عنوان بخشی از داستان زندگی، توانمندی، ارتباط، خلاقیت و هویت شخصی تجربه کند و سایکوآنکولوژیست با هدایت علمی این فرایند می‌تواند زمینه سازگاری روان‌شناختی عمیق‌تر و مشارکت فعال‌تر کودک در زندگی روزمره را فراهم سازد.