دکتر ثریا همتی پور

نقش سایکوآنکولوژیست در بهبود سازگاری روان‌شناختی کودکان مبتلا به سرطان از طریق نقاشی‌درمانی

تاریخ انتشار : 4 مهر ماه 1405

نقش سایکوآنکولوژیست در بهبود سازگاری روان‌شناختی کودکان مبتلا به سرطان از طریق نقاشی‌درمانی، در چارچوب مراقبت جامع روانی ـ اجتماعی تعریف می‌شود و بر حمایت از کودک برای مواجهه سازگارانه با تغییرات جسمانی، هیجانی، خانوادگی و اجتماعی ناشی از بیماری و درمان تمرکز دارد. ابتلا به سرطان در دوران کودکی می‌تواند روند طبیعی زندگی را مختل کند و کودک را با تجربه‌هایی مانند بستری شدن، دوری از مدرسه و دوستان، اقدامات پزشکی، درد، خستگی، تهوع، تغییرات ظاهری و نگرانی درباره آینده مواجه سازد. این شرایط ممکن است احساس امنیت، استقلال، کنترل و تعلق کودک را تحت تأثیر قرار دهد و در برخی موارد به افزایش اضطراب، ترس، خشم، غم یا کناره‌گیری منجر شود. سایکوآنکولوژیست با ارزیابی این واکنش‌ها و توجه به مرحله رشدی کودک می‌تواند نقاشی‌درمانی را به عنوان یک مداخله مکمل در برنامه حمایت روان‌شناختی قرار دهد.

نقاشی‌درمانی از این منظر صرفاً یک فعالیت هنری یا سرگرمی نیست، بلکه می‌تواند وسیله‌ای برای ارتباط، خودبیانگری، تنظیم هیجان و شناخت تجربه درونی کودک باشد. کودکان به‌ویژه در سنین پایین ممکن است برای توضیح دقیق ترس‌ها و نگرانی‌های خود واژگان یا توانایی شناختی کافی نداشته باشند و نقاشی امکان می‌دهد بخشی از تجربه آنان از مسیر تصویر بیان شود. سایکوآنکولوژیست می‌تواند با همکاری هنردرمانگر فعالیت‌هایی را طراحی کند که کودک در آن درباره موضوعاتی مانند «دنیای من»، «چیزی که از آن می‌ترسم»، «جایی که در آن احساس امنیت می‌کنم»، «من در بیمارستان» یا «آینده‌ای که دوست دارم» نقاشی کند. هدف اصلی، کشف معنای شخصی تجربه برای کودک و ایجاد امکان گفت‌وگو درباره آن است، نه تفسیر قطعی عناصر نقاشی.

از نظر نظری، این مداخله با دیدگاه‌های تنظیم هیجان، خودکارآمدی، سازگاری روان‌شناختی و رشد کودک ارتباط دارد. نقاشی می‌تواند به کودک کمک کند هیجان‌های پیچیده را به شکلی ملموس و قابل مشاهده سازمان‌دهی کند. هنگامی که کودک یک تجربه دشوار را به تصویر تبدیل می‌کند، امکان فاصله گرفتن نسبی از تجربه و نگاه کردن به آن فراهم می‌شود. سایکوآنکولوژیست می‌تواند پس از پایان نقاشی با پرسش‌های ساده مانند «این قسمت چه چیزی را نشان می‌دهد؟» یا «اگر می‌توانستی چیزی را در این تصویر تغییر دهی، چه چیزی را تغییر می‌دادی؟» به کودک فرصت دهد معنای اثر را خودش توضیح دهد. این فرایند می‌تواند به شناسایی نگرانی‌ها و منابع مقابله‌ای کودک کمک کند.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای نقاشی‌درمانی، تسهیل بیان اضطراب و ترس است. کودک ممکن است از تزریق، جراحی، شیمی‌درمانی، جدایی از والدین یا تغییرات بدن خود نگران باشد، اما نتواند این نگرانی‌ها را مستقیماً بیان کند. نقاشی می‌تواند فضایی کم‌فشار برای بازنمایی این تجربه‌ها فراهم کند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند از محتوای گفت‌وگو درباره نقاشی برای شناخت دقیق‌تر نیازهای کودک استفاده کند و در صورت نیاز، سایر مداخلات روان‌شناختی را به برنامه اضافه نماید. در اینجا نقاشی جایگزین ارزیابی بالینی نیست، بلکه به عنوان یکی از مسیرهای ارتباط با کودک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نقاشی همچنین می‌تواند در تقویت احساس کنترل نقش داشته باشد. بیماری و درمان سرطان بخش زیادی از زندگی کودک را تحت تأثیر تصمیم‌های پزشکی قرار می‌دهد، اما در فرایند نقاشی، کودک می‌تواند درباره موضوع، رنگ، اندازه و شکل اثر تصمیم بگیرد. این تجربه ساده می‌تواند فرصتی برای تمرین انتخاب و عاملیت ایجاد کند. سایکوآنکولوژیست می‌تواند این احساس را به سایر راهبردهای مقابله‌ای پیوند دهد و به کودک کمک کند تفاوت میان بخش‌های قابل کنترل و غیرقابل کنترل زندگی خود را بهتر بشناسد. این موضوع به معنای القای این باور نیست که کودک می‌تواند روند بیماری را با نگرش یا رفتار خود کنترل کند؛ هدف، تقویت احساس توانایی برای مواجهه با شرایط موجود است.

نقاشی‌درمانی می‌تواند در بازسازی هویت کودک نیز اهمیت داشته باشد. سرطان ممکن است باعث شود کودک خود را بیش از هر چیز به عنوان «بیمار» تجربه کند و ارتباط او با نقش‌های قبلی مانند دانش‌آموز، دوست، ورزشکار یا عضو فعال خانواده کاهش یابد. فعالیت‌هایی مانند ترسیم علایق، توانایی‌ها، دوستان، رویاها و تصویری از آینده می‌تواند به حفظ پیوستگی هویت کمک کند. در نوجوانان، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا دوره نوجوانی خود مرحله مهمی برای شکل‌گیری هویت و استقلال است و تغییرات جسمانی ناشی از سرطان و درمان ممکن است این فرایند را پیچیده‌تر کند.

سایکوآنکولوژیست همچنین می‌تواند از نقاشی برای تقویت ارتباط کودک با والدین استفاده کند. نقاشی مشترک والد و کودک یا گفت‌وگو درباره یک اثر می‌تواند فرصتی برای تعامل عاطفی ایجاد کند که در آن تمرکز خانواده فقط بر بیماری و درمان نباشد. والدین باید آموزش ببینند که نقاشی کودک را قضاوت یا اصلاح نکنند و معنای آن را از طرف کودک تعیین نکنند. پرسش درباره اثر و گوش دادن به توضیحات کودک می‌تواند ارتباط را تقویت کند. در چنین شرایطی، والد به جای تبدیل شدن به ارزیاب نقاشی، نقش همراه و حمایتگر را بر عهده می‌گیرد.

در محیط بیمارستان نیز نقاشی می‌تواند به ایجاد روتین و فعالیت معنادار کمک کند. کودک می‌تواند در زمان‌های انتظار یا دوره‌های استراحت فعالیتی متناسب با انرژی خود انجام دهد و بخشی از روز را خارج از فضای صرفاً پزشکی تجربه کند. برای کودکانی که به دلیل درمان از مدرسه و فعالیت‌های معمول فاصله گرفته‌اند، ایجاد فرصت‌های خلاقانه می‌تواند به حفظ احساس پیوستگی با زندگی روزمره کمک کند. البته وضعیت جسمانی کودک، خستگی، درد، تهوع و محدودیت‌های پزشکی باید پیش از هر فعالیت در نظر گرفته شوند.

شواهد موجود درباره مداخلات هنری در کودکان مبتلا به سرطان و بیماری‌های جدی نشان می‌دهد که فعالیت‌های هنری می‌توانند در برخی شرایط با کاهش اضطراب و پریشانی و بهبود تجربه روان‌شناختی همراه باشند، اما میزان اثربخشی نقاشی‌درمانی به تنهایی برای همه ابعاد سازگاری روان‌شناختی هنوز نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر است. تفاوت در سن کودکان، نوع سرطان، شرایط درمان، شیوه اجرای مداخله و ابزارهای سنجش باعث می‌شود نتایج مطالعات به شکل یکسان قابل تعمیم نباشند. بنابراین، سایکوآنکولوژیست باید تغییرات کودک را با ترکیبی از مشاهده بالینی، گفت‌وگو و ابزارهای معتبر ارزیابی کند و از نتیجه‌گیری صرفاً بر اساس ظاهر نقاشی پرهیز نماید.

پیشنهاد می‌شود برنامه‌های نقاشی‌درمانی بر اساس سن، مرحله رشد، شرایط جسمانی و نیازهای روان‌شناختی کودک طراحی شوند. برای کودکان کم‌سن فعالیت‌های ساده و بازی‌محور مناسب‌تر است و برای کودکان بزرگ‌تر می‌توان از نقاشی روایی، دفتر تصویری شخصی یا پروژه‌های چندجلسه‌ای استفاده کرد. اهداف هر جلسه باید مشخص باشند، اما کودک نیز باید در انتخاب موضوع و نحوه اجرا آزادی نسبی داشته باشد. همکاری سایکوآنکولوژیست با هنردرمانگر، انکولوژیست، پرستار و خانواده می‌تواند به هماهنگی بهتر مداخله با برنامه درمانی کمک کند.

از چالش‌های این رویکرد می‌توان به تفاوت‌های فردی، محدودیت انرژی، درد، عوارض درمان، نبود علاقه به نقاشی، محدودیت زمانی و دسترسی متفاوت به متخصصان اشاره کرد. همچنین تفسیر نمادهای نقاشی بدون توجه به توضیحات کودک می‌تواند به برداشت‌های نادرست منجر شود. نقاشی نباید ابزاری برای تشخیص قطعی اختلال روانی تلقی شود و هرگونه نشانه نگران‌کننده باید با روش‌های معتبر روان‌شناختی بررسی شود. از سوی دیگر، کودک نباید برای نقاشی کردن یا بیان هیجان‌های دشوار تحت فشار قرار گیرد، زیرا احساس اختیار و امنیت بخش مهمی از مداخله است.

سایکوآنکولوژیست می‌تواند از نقاشی‌درمانی به عنوان ابزاری مکمل برای تسهیل بیان هیجان، کاهش پریشانی، تقویت احساس کنترل، حمایت از هویت و بهبود ارتباط کودک با خانواده و تیم درمان استفاده کند. اثربخشی این رویکرد زمانی بیشتر قابل انتظار است که فعالیت هنری در یک چارچوب بالینی منظم، متناسب با نیازهای رشدی کودک و هماهنگ با درمان پزشکی اجرا شود. نقاشی‌درمانی قرار نیست بیماری را درمان کند یا جایگزین درمان‌های انکولوژیک و روان‌شناختی تخصصی شود، بلکه می‌تواند بخشی از یک نظام مراقبتی جامع باشد که در آن تجربه انسانی کودک در کنار فرایند درمان سرطان مورد توجه قرار می‌گیرد.