دکتر ثریا همتی پور

نقش سایکوآنکولوژیست در مدیریت درد و پریشانی ناشی از شیمی‌درمانی از طریق هنر‌درمانی

تاریخ انتشار : 4 مهر ماه 1405

نقش سایکوآنکولوژیست در مدیریت درد و پریشانی ناشی از شیمی‌درمانی از طریق هنر‌درمانی، در چارچوب مراقبت مکمل و چندبعدی از کودک مبتلا به سرطان تعریف می‌شود و هدف آن کاهش بار روانی و ادراکی علائم، تقویت سازگاری و ارتقای کیفیت زندگی در کنار درمان‌های استاندارد پزشکی است. شیمی‌درمانی اگرچه یکی از ارکان اصلی درمان سرطان است، اما می‌تواند با تجربه‌هایی مانند درد، تهوع، خستگی، ضعف، تغییرات ظاهری، ترس از عوارض، محدودیت فعالیت و اضطراب همراه شود و مجموع این عوامل ممکن است پریشانی روان‌شناختی کودک را افزایش دهد. سایکوآنکولوژیست با توجه به تعامل میان فرایندهای جسمانی، هیجانی، شناختی و رفتاری، ابتدا وضعیت کودک را از نظر شدت پریشانی، اضطراب، ادراک درد، شیوه‌های مقابله و شرایط خانوادگی ارزیابی می‌کند و سپس در صورت مناسب بودن شرایط، هنر‌درمانی را به‌عنوان یکی از مداخلات مکمل در برنامه مراقبتی قرار می‌دهد.

مبنای نظری استفاده از هنر‌درمانی در مدیریت درد بر این دیدگاه استوار است که تجربه درد تنها حاصل تحریک‌های جسمانی نیست و عوامل هیجانی، شناختی، توجهی و محیطی نیز می‌توانند بر ادراک و تحمل درد تأثیر بگذارند. اضطراب و ترس ممکن است توجه کودک را به احساس‌های ناخوشایند افزایش دهند و تجربه درد را دشوارتر کنند، در حالی که فعالیتی جذاب و متناسب با سن می‌تواند توجه را به فرایندی متفاوت هدایت کند و فرصت تجربه آرامش و کنترل را فراهم آورد. هنر‌درمانی در این زمینه می‌تواند از طریق نقاشی، رنگ‌آمیزی، ساخت‌و‌ساز، کلاژ، داستان‌پردازی، موسیقی یا فعالیت‌های خلاقانه متناسب با توانایی کودک اجرا شود. هدف اصلی، حذف درد به معنای پزشکی آن نیست، بلکه کاهش پریشانی همراه با درد، افزایش ظرفیت مقابله و کمک به کودک برای مدیریت تجربه ذهنی و هیجانی بیماری است.

سایکوآنکولوژیست در این فرایند باید میان درد جسمانی ناشی از بیماری یا درمان و پریشانی روان‌شناختی همراه آن تمایز قائل شود. هرگونه درد جدید، شدید یا غیرمعمول باید از طریق تیم پزشکی ارزیابی شود و هنر‌درمانی نمی‌تواند جایگزین داروهای ضددرد یا درمان پزشکی علت درد باشد. نقش سایکوآنکولوژیست ایجاد پیوند میان ارزیابی روان‌شناختی و مراقبت پزشکی است تا مداخله هنری در زمان مناسب و با توجه به وضعیت جسمانی کودک اجرا شود. برای مثال، کودکی که در روز دریافت شیمی‌درمانی دچار خستگی شدید یا تهوع است ممکن است به فعالیتی کوتاه و کم‌تحرک نیاز داشته باشد، در حالی که در زمان دیگری می‌تواند در فعالیت خلاقانه طولانی‌تر مشارکت کند.

یکی از سازوکارهای احتمالی هنر‌درمانی، کاهش تمرکز مداوم بر علائم ناخوشایند و فراهم کردن یک تجربه جایگزین برای توجه است. زمانی که کودک درگیر خلق تصویر، انتخاب رنگ یا ساخت یک اثر می‌شود، بخشی از منابع توجهی او از محیط درمان و احساس‌های اضطراب‌آور فاصله می‌گیرد. این فرایند می‌تواند به‌ویژه هنگام انتظار برای اقدامات پزشکی یا در دوره‌های کوتاه درمانی مفید باشد. علاوه بر آن، خلق اثر به کودک اجازه می‌دهد تجربه‌ای را که ممکن است از نظر کلامی پیچیده باشد، به زبان تصویری یا نمادین بیان کند. چنین فرصتی می‌تواند به سایکوآنکولوژیست در شناخت بهتر نگرانی‌ها و نیازهای کودک کمک کند.

از نظر تنظیم هیجان نیز هنر‌درمانی می‌تواند بستری برای شناسایی و سازمان‌دهی احساس‌هایی مانند ترس، خشم، غم، درماندگی و نگرانی ایجاد کند. کودک ممکن است در قالب یک تصویر، داستان یا شخصیت خیالی تجربه خود از شیمی‌درمانی را بیان کند و از طریق گفت‌وگو درباره اثر، فاصله روان‌شناختی مناسبی با تجربه دشوار ایجاد نماید. سایکوآنکولوژیست می‌تواند از این فرایند برای تقویت راهبردهای مقابله‌ای سالم استفاده کند، اما نباید هر رنگ، شکل یا نماد را به‌صورت قطعی تفسیر کند. معنای اثر باید بر اساس توضیح خود کودک، مشاهده بالینی و سایر اطلاعات معتبر ارزیابی شود.

در مدیریت پریشانی ناشی از شیمی‌درمانی، هنر‌درمانی همچنین می‌تواند احساس عاملیت کودک را تقویت کند. کودک در محیط درمانی معمولاً با مجموعه‌ای از دستورها، محدودیت‌ها و تصمیم‌های پزشکی مواجه است، اما در فعالیت هنری می‌تواند درباره ابزار، موضوع، رنگ و شیوه خلق اثر تصمیم بگیرد. همین تجربه انتخاب می‌تواند احساس مشارکت و کنترل را افزایش دهد. سایکوآنکولوژیست می‌تواند این فرصت را به بخشی از برنامه حمایت روان‌شناختی تبدیل کند و به کودک کمک کند در کنار نقش «بیمار»، هویت‌های دیگری مانند هنرمند، بازیگر، داستان‌پرداز یا خالق یک اثر را نیز تجربه کند.

شواهد پژوهشی درباره مداخلات هنری و خلاقانه در کودکان مبتلا به سرطان و سایر بیماری‌های جسمانی نشان می‌دهد که این روش‌ها در برخی مطالعات با کاهش اضطراب، پریشانی و ناراحتی ادراک‌شده همراه بوده‌اند، اما میزان اثرگذاری به نوع مداخله، شرایط کودک، روش اجرا و کیفیت مطالعه بستگی دارد. بنابراین، هنر‌درمانی باید به‌عنوان یک مداخله مکمل و نه درمان قطعی درد در نظر گرفته شود. استفاده از ابزارهای استاندارد برای ارزیابی شدت درد و پریشانی پیش و پس از مداخله می‌تواند به بررسی دقیق‌تر اثرات آن کمک کند. گزارش کودک، مشاهده والدین و ارزیابی تیم درمان می‌توانند در کنار یکدیگر تصویری جامع‌تر از تغییرات ایجاد کنند.

سایکوآنکولوژیست همچنین می‌تواند در آموزش والدین نقش داشته باشد. والدین گاهی در مواجهه با درد و عوارض شیمی‌درمانی کودک دچار اضطراب می‌شوند و این اضطراب ممکن است به‌صورت ناخواسته بر تجربه کودک اثر بگذارد. آموزش والدین درباره نحوه همراهی با فعالیت هنری، پرهیز از اجبار کودک به مشارکت و احترام به انتخاب او می‌تواند فضای روانی مناسب‌تری ایجاد کند. فعالیت‌های مشترک والد و کودک، در صورت تمایل کودک، می‌توانند فرصتی برای ارتباط عاطفی و کاهش تمرکز خانواده بر فضای بیماری فراهم کنند.

از پیشنهادهای مهم در این زمینه، طراحی برنامه‌های هنر‌درمانی متناسب با مرحله درمان و ویژگی‌های رشدی کودک است. برنامه‌ها باید انعطاف‌پذیر باشند و امکان تغییر فعالیت بر اساس شدت درد، خستگی، وضعیت ایمنی و میزان انرژی کودک را فراهم کنند. آموزش هنردرمانگران درباره سرطان کودکان، عوارض شیمی‌درمانی، اصول کنترل عفونت و محدودیت‌های پزشکی نیز اهمیت زیادی دارد. همچنین بهتر است سایکوآنکولوژیست، هنردرمانگر و تیم پزشکی درباره اهداف مداخله و شاخص‌های ارزیابی به توافق برسند تا هنر‌درمانی به شکل جدا از برنامه درمانی اجرا نشود.

در کنار این ظرفیت‌ها، محدودیت‌هایی نیز وجود دارد. تفاوت نوع سرطان و رژیم‌های درمانی، تفاوت سن و مرحله رشد، شدت درد، خستگی، تهوع و وضعیت روانی کودکان باعث می‌شود نتوان یک برنامه کاملاً یکسان را برای همه بیماران اجرا کرد. برخی کودکان ممکن است در دوره‌های خاصی از درمان تمایلی به فعالیت هنری نداشته باشند و احترام به این انتخاب بخشی از اصول اخلاقی مداخله است. محدودیت دیگر، ناهمگونی پژوهش‌های موجود از نظر روش اجرا، تعداد جلسات و ابزارهای اندازه‌گیری است که مقایسه نتایج را دشوار می‌کند. بنابراین، پژوهش‌های آینده باید با نمونه‌های بزرگ‌تر، پروتکل‌های دقیق‌تر، گروه‌های مقایسه مناسب و پیگیری طولانی‌مدت انجام شوند.

سایکوآنکولوژیست می‌تواند با قرار دادن هنر‌درمانی در یک چارچوب علمی و هماهنگ با مراقبت پزشکی، به کودک کمک کند تجربه درد و پریشانی ناشی از شیمی‌درمانی را قابل مدیریت‌تر تجربه کند. ارزش این مداخله بیشتر در کاهش رنج روانی، تقویت تنظیم هیجان، ایجاد احساس کنترل، تسهیل ارتباط و حمایت از کیفیت زندگی است و نه در جایگزین کردن درمان‌های پزشکی. زمانی که هنر‌درمانی با ارزیابی دقیق، همکاری بین‌رشته‌ای، انتخاب فعالیت متناسب با کودک و پایش مستمر همراه باشد، می‌تواند به‌عنوان بخشی از مراقبت روانی ـ اجتماعی جامع سرطان کودکان مورد استفاده قرار گیرد.