دکتر ثریا همتی پور

اثربخشی هنر‌درمانی بر تنظیم هیجان و کاهش اضطراب: رویکردی مبتنی بر شواهد

تاریخ انتشار : 30 شهریور ماه 1405

هنردرمانی به‌عنوان یکی از مداخلات مکمل در روان‌شناسی، از ظرفیت قابل‌توجهی برای تأثیرگذاری بر فرایندهای هیجانی و کاهش نشانه‌های اضطرابی برخوردار است. این رویکرد با استفاده هدفمند از فعالیت‌هایی مانند نقاشی، طراحی، کلاژ، مجسمه‌سازی و سایر فعالیت‌های خلاقانه، امکان بیان و پردازش تجربه‌های هیجانی را در اختیار فرد قرار می‌دهد. مبنای نظری هنردرمانی بر این فرض استوار است که بیان هنری می‌تواند بخشی از تجربه‌های هیجانی را که بیان کلامی آن‌ها دشوار است، به شکلی نمادین و قابل مشاهده منتقل کند. در این فرایند، فرد به جای سرکوب یا اجتناب از هیجان، فرصت می‌یابد آن را شناسایی، مشاهده و بازتنظیم کند. تنظیم هیجان شامل توانایی تشخیص، پذیرش، تعدیل و هدایت هیجان‌ها متناسب با شرایط است و ضعف در این فرایند می‌تواند با افزایش اضطراب، نشخوار فکری و اجتناب هیجانی همراه باشد. هنر‌درمانی از طریق ایجاد فضای ایمن و غیرقضاوتی، می‌تواند فاصله روان‌شناختی مناسبی میان فرد و تجربه هیجانی ایجاد کند و به او امکان دهد احساسات خود را بدون الزام به توضیح مستقیم تجربه کند.
از منظر روان‌شناختی، فعالیت هنری می‌تواند توجه فرد را از چرخه افکار اضطراب‌زا به فرایند خلاقانه معطوف کند و نوعی درگیری ذهنی سازنده ایجاد نماید. تمرکز بر رنگ، فرم، خطوط، بافت و حرکت دست می‌تواند موجب کاهش اشتغال ذهنی با محرک‌های اضطراب‌زا شود. در برخی مدل‌های شناختی ـ هیجانی، چنین فرایندی به‌عنوان نوعی بازتنظیمی توجه و کاهش پردازش مداوم تهدید قابل تبیین است. همچنین تجربه خلق یک محصول هنری می‌تواند احساس خودکارآمدی و کنترل را تقویت کند؛ موضوعی که برای افرادی که اضطراب آن‌ها با احساس ناتوانی یا فقدان کنترل همراه است اهمیت ویژه‌ای دارد. از سوی دیگر، فعالیت هنری می‌تواند زمینه‌ای برای مواجهه تدریجی با هیجان‌های ناخوشایند فراهم کند، بدون آنکه فرد الزاماً از ابتدا درباره محتوای هیجان به‌صورت مستقیم صحبت کند.
شواهد پژوهشی موجود نشان می‌دهد مداخلات مبتنی بر هنر در برخی گروه‌های بالینی و غیربالینی با کاهش اضطراب و پریشانی روان‌شناختی همراه بوده‌اند، هرچند اندازه اثر و میزان پایداری نتایج در مطالعات مختلف یکسان نیست. پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه هنر‌درمانی نشان داده‌اند که فعالیت‌های هنری هدایت‌شده می‌توانند در کاهش تنش، افزایش آرامش ذهنی و بهبود تجربه هیجانی نقش داشته باشند. برخی مطالعات نیز نشان داده‌اند که هنر‌درمانی در کنار درمان‌های اصلی می‌تواند برای کاهش اضطراب بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن، از جمله سرطان، مورد استفاده قرار گیرد. اهمیت این یافته در سایکوآنکولوژی بیشتر است؛ زیرا بیماران مبتلا به سرطان علاوه بر فشارهای جسمانی، با ترس از آینده، نگرانی درباره درمان، تغییر تصویر بدنی و عدم قطعیت درباره روند بیماری مواجه هستند.
در زمینه تنظیم هیجان، هنر‌درمانی تنها به کاهش شدت هیجان منفی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند به افزایش آگاهی هیجانی نیز کمک کند. زمانی که فرد یک تجربه مبهم مانند ترس، خشم، غم یا ناامیدی را به تصویر می‌کشد، عناصر بصری می‌توانند به سازمان‌دهی و تفکیک تجربه درونی کمک کنند. درمانگر نیز می‌تواند با استفاده از پرسش‌های غیرتحمیلی درباره انتخاب رنگ، شکل، فضای تصویر یا معنای شخصی اثر هنری، فرایند خودآگاهی را تسهیل کند. در این شرایط، اثر هنری به‌عنوان ابزار تشخیص قطعی یا تفسیر نمادین ثابت تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان واسطه‌ای برای گفت‌وگو و پردازش تجربه فرد استفاده می‌شود. این نکته از نظر حرفه‌ای اهمیت دارد، زیرا نسبت دادن معنای ثابت و جهانی به یک رنگ یا تصویر می‌تواند موجب تفسیر نادرست تجربه مراجع شود.
یکی از سازوکارهای مهم احتمالی، کاهش اجتناب هیجانی است. فرد مضطرب ممکن است برای کاهش ناراحتی خود از موقعیت‌ها، افکار یا احساسات تهدیدکننده فاصله بگیرد؛ اما اجتناب مداوم می‌تواند در بلندمدت موجب تداوم اضطراب شود. فعالیت هنری می‌تواند مواجهه کنترل‌شده و تدریجی با محتوای هیجانی را امکان‌پذیر کند. همچنین فرایند خلق اثر هنری می‌تواند به ایجاد تجربه‌ای از تسلط و موفقیت منجر شود که در تقویت خودکارآمدی نقش دارد. در کنار آن، فعالیت‌های هنری گروهی می‌توانند احساس تعلق، ارتباط اجتماعی و دریافت حمایت را افزایش دهند و از این طریق بخشی از عوامل تشدیدکننده اضطراب را کاهش دهند.
با وجود این، نباید اثربخشی هنر‌درمانی را مستقل از شرایط فردی و چارچوب درمانی آن قطعی در نظر گرفت. پاسخ افراد به فعالیت هنری متفاوت است و عواملی مانند سن، ویژگی‌های شخصیتی، شدت اضطراب، سابقه تجربه هنری، ترجیحات فردی، نوع مداخله و مهارت درمانگر می‌توانند بر نتیجه اثر بگذارند. برخی افراد ممکن است در برابر فعالیت‌های هنری مقاومت نشان دهند یا احساس کنند توانایی هنری کافی ندارند؛ بنابراین تأکید بر «خوب کشیدن» یا تولید اثر زیبا می‌تواند ماهیت درمانی مداخله را تضعیف کند. هدف اصلی، فرایند تجربه و پردازش روان‌شناختی است، نه کیفیت زیبایی‌شناختی محصول نهایی.
یکی دیگر از محدودیت‌های موجود، ناهمگونی روش‌های پژوهشی در این حوزه است. عنوان هنر‌درمانی در مطالعات مختلف به مداخلات بسیار متفاوتی اطلاق شده و مدت، تعداد جلسات، نوع فعالیت هنری، میزان هدایت درمانگر و گروه هدف در پژوهش‌ها یکسان نیست. همین موضوع مقایسه نتایج و تعیین دقیق میزان اثربخشی را دشوار می‌کند. علاوه بر آن، در برخی پژوهش‌ها حجم نمونه محدود بوده یا پیگیری بلندمدت انجام نشده است؛ بنابراین درباره دوام آثار درمانی باید با احتیاط اظهارنظر کرد. هنر‌درمانی همچنین نباید جایگزین درمان‌های استاندارد اضطراب یا مراقبت پزشکی و روان‌شناختی مورد نیاز فرد تلقی شود، بلکه در صورت تناسب بالینی می‌تواند به‌عنوان مداخله مکمل در یک برنامه جامع استفاده شود.
برای افزایش اعتبار و اثربخشی این رویکرد، ارزیابی اولیه وضعیت هیجانی فرد، تعیین هدف درمانی مشخص و انتخاب فعالیت متناسب با نیازهای او اهمیت دارد. استفاده از ابزارهای معتبر سنجش اضطراب و تنظیم هیجان در کنار ارزیابی بالینی می‌تواند امکان بررسی تغییرات را فراهم کند. ترکیب هنر‌درمانی با رویکردهایی مانند درمان شناختی ـ رفتاری، ذهن‌آگاهی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا مداخلات حمایتی نیز می‌تواند از نظر نظری و بالینی قابل بررسی باشد. در این چارچوب، هنر‌درمانی بهتر است به‌صورت فردمحور طراحی شود و انتخاب رسانه هنری، موضوع فعالیت و میزان هدایت درمانگر بر اساس ویژگی‌ها و ترجیحات مراجع صورت گیرد.
هنر‌درمانی می‌تواند از طریق تسهیل بیان هیجانی، افزایش خودآگاهی، کاهش اجتناب، هدایت توجه، تقویت احساس کنترل و ایجاد تجربه خلاقانه، به تنظیم هیجان و کاهش اضطراب کمک کند. شواهد موجود از ظرفیت این مداخله حمایت می‌کنند، اما میزان اثربخشی آن به نوع مداخله، ویژگی‌های فرد و کیفیت اجرای درمان وابسته است. بنابراین نگاه علمی به هنر‌درمانی مستلزم فاصله گرفتن از ادعاهای قطعی و استفاده از آن در قالب یک مداخله ساختاریافته، هدفمند و قابل ارزیابی است. توسعه مطالعات کارآزمایی با نمونه‌های بزرگ‌تر، پروتکل‌های استاندارد، گروه‌های کنترل مناسب و پیگیری‌های بلندمدت می‌تواند شواهد دقیق‌تری درباره سازوکارها و پایداری آثار آن فراهم کند.