سایکوآنکولوژی کودکان و نوجوانان
سایکوآنکولوژی کودکان و نوجوانان : رویکرد اگزیستانسیال و هنردرمانی در بازسازی امید و معنا

سایکوآنکولوژی کودکان و نوجوانان

تاریخ انتشار:26 مرداد ماه 1405

سرطان در دوران کودکی و نوجوانی تجربه‌ای است که مرزهای معمول رشد، استقلال و شکل‌گیری هویت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کودک یا نوجوانی که با تشخیص سرطان مواجه می‌شود، تنها با مجموعه‌ای از اقدامات پزشکی، درد، خستگی و محدودیت‌های جسمانی روبه‌رو نیست، بلکه ممکن است ناگهان از محیط مدرسه، دوستان، فعالیت‌های مورد علاقه و بخشی از استقلال روزمره خود فاصله بگیرد. در این شرایط، تجربه بیماری می‌تواند با پرسش‌هایی درباره آینده، بدن، تفاوت با همسالان، تعلق، توانایی انتخاب و معنای ادامه مسیر همراه شود. سایکوآنکولوژی کودکان و نوجوانان تلاش می‌کند این لایه‌های روانی و اجتماعی را در کنار مراقبت پزشکی مورد توجه قرار دهد و رویکرد اگزیستانسیال در این حوزه می‌تواند امکان گفت‌وگو درباره تجربه زیسته کودک و نوجوان را فراهم سازد؛ گفت‌وگویی که در آن بیمار صرفا به عنوان «کودک مبتلا به سرطان» دیده نمی‌شود، بلکه همچنان فردی با علایق، روابط، تخیل، آرزوها، توانایی انتخاب و داستان شخصی خود باقی می‌ماند.

در کار با کودکان، مفهوم معنا نمی‌تواند دقیقا با همان زبان و ساختاری مطرح شود که در درمان بزرگسالان به کار می‌رود. کودک ممکن است نتواند درباره معنای زندگی یا فناپذیری به صورت انتزاعی صحبت کند، اما می‌تواند از طریق بازی، نقاشی، داستان، شخصیت‌های خیالی و انتخاب‌های روزمره تجربه خود را بیان کند. بنابراین هنر‌درمانی می‌تواند به عنوان یک زبان واسطه عمل کند؛ زبانی که به کودک اجازه می‌دهد ترس، خشم، تنهایی، امید، آرزو و برداشت خود از بیماری را بدون الزام به توضیح کلامی مستقیم بیان کند. در این فرایند، نقاشی کودک نباید مانند یک آزمون تشخیصی تفسیر قطعی شود. ارزش آن بیشتر در گفت‌وگویی است که پیرامون تصویر شکل می‌گیرد؛ درمانگر می‌تواند از کودک بپرسد این تصویر چه داستانی دارد، کدام بخش آن برایش مهم‌تر است و اگر می‌توانست چیزی را در تصویر تغییر دهد، چه چیزی را تغییر می‌داد.

برای نوجوان، مسئله پیچیده‌تر می‌شود، زیرا بیماری ممکن است هم‌زمان با دوره‌ای رخ دهد که هویت، استقلال، تصویر بدنی و تعلق به گروه همسالان در حال شکل‌گیری است. تغییرات ظاهری ناشی از بیماری و درمان، محدودیت فعالیت‌ها و وابستگی بیشتر به والدین ممکن است احساس استقلال نوجوان را تهدید کند. رویکرد اگزیستانسیال در این مرحله می‌تواند فضایی ایجاد کند که نوجوان درباره آنچه از دست داده، آنچه همچنان در اختیار دارد و آنچه می‌خواهد حفظ کند صحبت کند. مهم است که درمانگر به جای تأکید افراطی بر مثبت‌اندیشی، امکان بیان احساسات دشوار را نیز فراهم کند. امید واقعی زمانی می‌تواند شکل بگیرد که ترس و ناامیدی اجازه حضور داشته باشند و نوجوان مجبور نباشد برای رضایت اطرافیان همیشه قوی، خوشحال یا امیدوار به نظر برسد.

هنر در این میان می‌تواند وسیله‌ای برای بازسازی احساس عاملیت باشد. بیماری بسیاری از تصمیم‌های روزمره کودک و نوجوان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و گاهی تجربه «انتخاب کردن» را محدود می‌کند. فعالیت هنری می‌تواند فضایی ایجاد کند که در آن بیمار درباره رنگ، شکل، موضوع، اندازه، ابزار و شیوه بیان خود تصمیم بگیرد. همین انتخاب‌های ساده می‌توانند تجربه کنترل و مالکیت بر یک فعالیت شخصی را تقویت کنند. برای نوجوان نیز طراحی یک تصویر، ساختن کلاژ، نوشتن داستان، عکاسی یا کار با رنگ می‌تواند فرصتی باشد برای بیان بخشی از هویت که بیماری نتوانسته آن را تصاحب کند. هدف، تولید اثر هنری زیبا نیست؛ هدف ایجاد یک فضای شخصی برای تجربه، انتخاب و ارتباط است.

یکی از مداخلات ارزشمند می‌تواند ساختن «روایت بیماری» باشد. کودک یا نوجوان می‌تواند بیماری را در قالب یک داستان، شخصیت یا تصویر توصیف کند و رابطه خود با آن را به شیوه‌ای که برایش قابل فهم است نشان دهد. در اینجا درمانگر نباید معنای تصویر را تعیین کند، بلکه باید کنجکاوانه همراه کودک حرکت کند. ممکن است بیماری در تصویر به شکل یک هیولای بزرگ، یک ابر، یک دیوار، یک حیوان یا حتی یک شخصیت بی‌نام ظاهر شود. مهم آن است که کودک بتواند میان «من» و «بیماری» تمایز ایجاد کند. سرطان ممکن است بخشی از تجربه او باشد، اما نباید تمام هویت او را تعریف کند. این فاصله‌گذاری روایی می‌تواند به کودک اجازه دهد خود را همچنان به عنوان دوست، فرزند، دانش‌آموز، هنرمند، ورزشکار یا فردی دارای علایق و آرزوهای شخصی تجربه کند.

امید در سایکوآنکولوژی کودکان نیز باید با احتیاط و واقع‌بینی تعریف شود. امید لزوما به معنای اطمینان از یک نتیجه پزشکی خاص نیست و نباید به کودک وعده‌ای داده شود که خارج از توان درمانگر است. امید می‌تواند در شکل‌های کوچک و ملموس تجربه شود؛ امید به دیدن یک دوست، بازگشت به مدرسه، تمام کردن یک نقاشی، جشن گرفتن یک مناسبت، انجام یک فعالیت مورد علاقه یا داشتن یک روز آرام. چنین امیدی به جای آنکه آینده را تضمین کند، امکان تجربه کردن لحظه‌های ارزشمند را افزایش می‌دهد. درمانگر می‌تواند با کودک و خانواده درباره چیزهایی گفت‌وگو کند که در روزهای دشوار هنوز ارزشمند هستند و سپس آنها را به فعالیت‌هایی متناسب با توان جسمانی کودک تبدیل کند.

در نوجوانان، کار با آینده اهمیت ویژه‌ای دارد. نوجوان مبتلا به بیماری جدی ممکن است احساس کند آینده‌ای که همسالانش درباره آن صحبت می‌کنند برای او نامطمئن یا دور از دسترس شده است. مداخله اگزیستانسیال می‌تواند به جای ارائه تصویر غیرواقع‌بینانه از آینده، امکان تصور چند مسیر را فراهم کند. نوجوان می‌تواند درباره چیزهایی که دوست دارد تجربه کند، مهارت‌هایی که می‌خواهد یاد بگیرد، روابطی که برایش اهمیت دارند و ارزش‌هایی که می‌خواهد حفظ کند صحبت کند. هنر می‌تواند این فرایند را ملموس‌تر سازد؛ برای مثال نوجوان می‌تواند تصویری از «خودِ آینده» بسازد یا مجموعه‌ای از تصاویر و کلمات را انتخاب کند که بیانگر چیزهایی است که می‌خواهد در زندگی حفظ کند. ارزش چنین فعالیتی در پیش‌بینی آینده نیست، بلکه در فعال کردن ظرفیت آینده‌نگری و ارتباط دوباره با خواسته‌ها و ارزش‌های شخصی است.

خانواده نیز بخش جدایی‌ناپذیر این مداخله است. بیماری کودک معمولا زندگی والدین و سایر اعضای خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و اضطراب والدین می‌تواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر تجربه کودک اثر بگذارد. بنابراین درمانگر باید میان نیازهای کودک، نوجوان و والدین تعادل ایجاد کند. کودک به فضای متناسب با سن خود برای بیان تجربه نیاز دارد و والدین نیز نیازمند حمایت، آموزش و فرصت برای بیان نگرانی‌های خود هستند. هنر می‌تواند فعالیتی مشترک میان والد و کودک ایجاد کند؛ فعالیتی که هدف آن گفت‌وگوی اجباری درباره بیماری نیست، بلکه ایجاد تجربه‌ای مشترک و عادی در میان شرایط غیرعادی زندگی است. گاهی یک نقاشی مشترک، ساختن یک داستان یا طراحی یک تصویر خانوادگی می‌تواند فرصتی برای ارتباطی باشد که گفت‌وگوی مستقیم قادر به ایجاد آن نیست.

در کار اگزیستانسیال با کودک و نوجوان، توجه به رشد شناختی و عاطفی ضروری است. زبان، نوع پرسش، میزان توضیح درباره بیماری و شیوه استفاده از استعاره باید متناسب با سن و سطح درک بیمار باشد. همچنین نباید کودک را به پذیرش مفاهیم سنگین درباره مرگ یا معنای رنج وادار کرد. اگر کودک درباره مرگ سؤال کند، پاسخ باید صادقانه، ساده و متناسب با سطح فهم او باشد و در موارد پیچیده با تیم درمانی و والدین هماهنگ شود. هدف مداخله، تحمیل یک جهان‌بینی خاص نیست؛ بلکه فراهم کردن محیطی امن است که کودک بتواند پرسش‌های خود را مطرح کند و احساس نکند به دلیل ترس، خشم یا اندوه، فردی ضعیف یا مشکل‌دار است.

از منظر بالینی، ترکیب رویکرد اگزیستانسیال و هنر‌درمانی می‌تواند در حوزه‌هایی مانند اضطراب، سازگاری با تشخیص، مشکلات تصویر بدنی، انزوای اجتماعی، اختلال در ارتباط، احساس از دست دادن کنترل، نگرانی درباره آینده و دشواری بیان هیجانات مورد استفاده قرار گیرد؛ البته انتخاب مداخله باید بر اساس ارزیابی بالینی، سن، مرحله رشد، وضعیت جسمانی، ترجیحات کودک و خانواده و هماهنگی با تیم درمان انجام شود. هنر‌درمانی جایگزین درمان پزشکی سرطان نیست و نباید با وعده تأثیر مستقیم بر کنترل تومور یا نتیجه درمان معرفی شود. ارزش اصلی آن در حمایت از سلامت روان، ارتباط، تنظیم هیجان، سازگاری و کیفیت زندگی است.



خرید کتاب

آرشیو کتابها