10- پیامدهای روانی ـ اجتماعی سرطان دهانه رحم

10- پیامدهای روانی ـ اجتماعی سرطان دهانه رحم

پیامدهای روانی ـ اجتماعی سرطان دهانه رحم و تأثیر درمان‌های سرطان بر سلامت روان و عملکرد جنسی زنان


سرطان دهانه رحم علاوه بر پیامدهای جسمانی، می‌تواند طیف گسترده‌ای از پیامدهای روانی ـ اجتماعی را در زنان ایجاد کند و کیفیت زندگی آنان را در ابعاد مختلف تحت تأثیر قرار دهد. تشخیص سرطان معمولاً با تجربه‌ای از شوک، ترس، نگرانی درباره آینده و احساس از دست دادن کنترل همراه است و می‌تواند سلامت روانی بیمار را در مراحل مختلف بیماری و درمان تحت تأثیر قرار دهد. اضطراب، افسردگی، Distress روان‌شناختی، اختلال در تصویر بدنی و نگرانی درباره بازگشت بیماری از جمله مشکلات شایع در این بیماران محسوب می‌شوند. ویژگی‌های خاص سرطان دهانه رحم، از جمله ارتباط آن با دستگاه تناسلی و مسائل مرتبط با باروری و عملکرد جنسی، می‌تواند فشار روانی بیشتری برای برخی زنان ایجاد کند. در زنان جوان‌تر، احتمال آسیب به باروری یا تغییر در توانایی فرزندآوری ممکن است با احساس فقدان، نگرانی درباره هویت زنانه و ابهام نسبت به آینده همراه شود. از سوی دیگر، جراحی، پرتودرمانی و شیمی‌درمانی می‌توانند تغییراتی در وضعیت جسمانی و روانی ایجاد کنند که پیامدهای آنها صرفاً به دوره درمان محدود نمی‌شود. جراحی‌های مرتبط با سرطان ممکن است بر تصویر بدنی، احساس زنانگی و ادراک فرد از بدن خود تأثیر بگذارند. پرتودرمانی لگنی نیز در برخی بیماران می‌تواند با خشکی واژن، درد هنگام رابطه جنسی، تغییرات بافتی و کاهش راحتی در فعالیت جنسی همراه باشد. تغییرات هورمونی ناشی از برخی درمان‌ها نیز می‌تواند میل جنسی، تحریک‌پذیری جنسی و پاسخ فیزیولوژیک جنسی را تحت تأثیر قرار دهد. این عوامل در کنار خستگی، درد، تهوع، اختلال خواب و کاهش انرژی می‌توانند علاقه و توانایی فرد برای برقراری رابطه جنسی را کاهش دهند. عملکرد جنسی در این بیماران تنها یک مسئله فیزیولوژیک نیست، بلکه با عزت‌نفس، تصویر بدنی، صمیمیت عاطفی و کیفیت رابطه زوجی ارتباط دارد. نگرانی درباره جذابیت بدنی، ترس از درد یا آسیب در هنگام رابطه و احساس تغییر در هویت زنانه ممکن است موجب اجتناب از رابطه جنسی یا کاهش صمیمیت شود. در برخی موارد، شریک عاطفی نیز ممکن است به دلیل نگرانی از آسیب‌رساندن به بیمار یا ناآگاهی درباره شرایط جسمانی او از برقراری رابطه اجتناب کند و این مسئله به کاهش ارتباط عاطفی منجر شود. بنابراین پیامدهای جنسی سرطان دهانه رحم باید در چارچوب رابطه زوجی و شرایط روانی ـ اجتماعی بیمار بررسی شوند. از منظر سایکوآنکولوژی، ارزیابی سلامت روان و عملکرد جنسی باید بخشی از مراقبت جامع این بیماران باشد و صرفاً بر کنترل علائم جسمانی تمرکز نکند. غربالگری اضطراب، افسردگی و Distress می‌تواند بیماران نیازمند حمایت تخصصی را شناسایی کند و امکان مداخله زودهنگام را افزایش دهد. روان‌آموزی درباره پیامدهای احتمالی درمان، آموزش ارتباط زوجی، مداخلات شناختی ـ رفتاری، درمان‌های مبتنی بر تنظیم هیجان و مشاوره تخصصی درباره مسائل جنسی می‌توانند در سازگاری بهتر بیمار نقش داشته باشند. حمایت اجتماعی و خانوادگی نیز از طریق کاهش احساس تنهایی، افزایش امنیت روانی و تقویت احساس تعلق، می‌تواند به حفظ سلامت روان کمک کند. با این حال، شرم، تابوهای فرهنگی و دشواری گفت‌وگو درباره مسائل جنسی موجب می‌شود بسیاری از زنان مشکلات خود را با تیم درمان مطرح نکنند. بنابراین ایجاد محیطی امن، محرمانه و غیرقضاوتی برای گفت‌وگو درباره sexuality، باروری، تصویر بدنی و روابط زوجی اهمیت ویژه‌ای دارد. سرطان دهانه رحم و درمان‌های آن می‌توانند در تعامل با عوامل جسمانی، روانی و اجتماعی، سلامت روان و عملکرد جنسی زنان را تحت تأثیر قرار دهند؛ ازاین‌رو مراقبت مطلوب باید رویکردی چندبعدی داشته باشد که در آن کنترل بیماری، سلامت روان، تصویر بدنی، باروری، عملکرد جنسی و کیفیت روابط اجتماعی به‌صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرد.