3- اضطراب، افسردگی و ترس از مرگ در بیماران

3- اضطراب، افسردگی و ترس از مرگ در بیماران

اضطراب، افسردگی و ترس از مرگ در بیماران مبتلا به سرطان؛ ارزیابی و مداخلات سایکوآنکولوژیک


اضطراب، افسردگی و ترس از مرگ از مهم‌ترین مشکلات روان‌شناختی در بیماران مبتلا به سرطان هستند و می‌توانند در مراحل مختلف تشخیص، درمان، بازتوانی و بیماری پیشرفته بروز یا تشدید شوند. اضطراب در این بیماران ممکن است در واکنش به ابهام درباره آینده، انتظار نتایج آزمایش‌ها، عوارض درمان، درد، تغییرات جسمانی و نگرانی درباره عود بیماری ایجاد شود و در صورت شدت یافتن، عملکرد روزمره و همکاری بیمار با فرایند درمان را مختل کند. افسردگی نیز می‌تواند با خلق پایین، کاهش علاقه و انگیزه، احساس ناامیدی، اختلال خواب، تغییر اشتها، خستگی و کاهش مشارکت اجتماعی همراه باشد، اما تشخیص آن در بیماران سرطانی نیازمند توجه به هم‌پوشانی علائم جسمانی سرطان و عوارض درمان است. ترس از مرگ نیز واکنشی پیچیده است که می‌تواند با نگرانی درباره پایان زندگی، از دست دادن عزیزان، درد، ناتمام ماندن اهداف و تغییر معنای زندگی ارتباط داشته باشد. ارزیابی سایکوآنکولوژیک باید با رویکردی جامع و مستمر انجام شود و علاوه بر علائم هیجانی، وضعیت شناختی، کیفیت خواب، عملکرد اجتماعی، منابع حمایتی، سبک‌های مقابله‌ای، وضعیت معنوی و میزان پریشانی بیمار را نیز دربرگیرد. استفاده از ابزارهای استاندارد غربالگری می‌تواند به شناسایی زودهنگام بیماران در معرض خطر کمک کند، اما نتایج ابزارها باید در کنار مصاحبه بالینی و شرایط پزشکی بیمار تفسیر شوند. مداخلات روان‌شناختی بر اساس شدت علائم و نیازهای فردی انتخاب می‌شوند و می‌توانند شامل درمان شناختی ـ رفتاری، مداخلات حمایتی، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، تنظیم هیجان، آرام‌سازی و مدیریت استرس باشند. در بیماران دارای افکار فاجعه‌ساز، بازسازی شناختی می‌تواند به اصلاح برداشت‌های افراطی درباره بیماری و آینده کمک کند. برای ترس از مرگ، گفت‌وگوی درمانی درباره نگرانی‌های وجودی، ارزش‌های شخصی، معنا، امید واقع‌بینانه و اهداف باقی‌مانده زندگی می‌تواند مفید باشد. در موارد افسردگی یا اضطراب شدید، همکاری روان‌شناس، روان‌پزشک و تیم انکولوژی برای تعیین برنامه درمانی مناسب اهمیت دارد. حمایت خانواده نیز بخشی از مداخلات جامع محسوب می‌شود، زیرا کیفیت روابط و میزان حمایت اجتماعی می‌تواند بر سازگاری بیمار اثرگذار باشد. هدف سایکوآنکولوژی حذف کامل ترس، غم یا اضطراب طبیعی ناشی از سرطان نیست، بلکه کمک به بیمار برای شناخت، تنظیم و مدیریت این تجربه‌ها به شیوه‌ای سازگارانه است. در نهایت، ارزیابی و مداخله روان‌شناختی باید فردمحور، مستمر و متناسب با مرحله بیماری باشد و با هدف کاهش پریشانی، افزایش سازگاری، حفظ عملکرد و ارتقای کیفیت زندگی بیمار انجام گیرد.